<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://antifreemason.loxblog.com</title>
<link>https://antifreemason.loxblog.com</link>
<description>پر بازدید کننده ترین وبلاگ تخصصی ضد فراماسونی فارسی زبان</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>همه چیز درباره شیعه و فرقه های متنسب به آن</title>
<link>https://antifreemason.loxblog.com/همه-چیز-درباره-شیعه-و-فرقه-های-متنسب-به-آن</link>
<guid>https://antifreemason.loxblog.com/همه-چیز-درباره-شیعه-و-فرقه-های-متنسب-به-آن</guid>

<description><![CDATA[

شيعه&nbsp;نام عمومى تمامى فرقه هائى است كه قائل به امامت و خلافت بلافصل حضرت&nbsp;امام على&nbsp;علیه السلام پس از پيامبر صلی الله علیه و آله بوده و اعتقاد دارند كه امامت از اولاد وى خارج نميشود. تمام فرقه هاى شيعى معتقد به وجوب تعيين و تنصيص امام از جانب خدا و پيامبر صلی الله علیه و آله بوده و انبياء و امامان را از گناهان مبرى و معصوم مي دانند و به&nbsp;تولى و تبرى&nbsp;اعتقاد دارند .
در بيشتر كتب فرق و كلام، اصول و پايه هاى اصلى فرق شيعى را بر سه فرقه منحصر كرده اند كه عبارتند از...
برای دیدن عکس ها و متن، لطفا به "ادامه مطلب" بروید
&nbsp;در صورتی که سایت کامل باز نمی شود بر روی &nbsp;antifreemason.loxblog.com&nbsp;کلیک کنید

&nbsp;
&nbsp;
شيعه&nbsp;نام عمومى تمامى فرقه هائى است كه قائل به امامت و خلافت بلافصل حضرت&nbsp;امام على&nbsp;علیه السلام پس از پيامبر صلی الله علیه و آله بوده و اعتقاد دارند كه امامت از اولاد وى خارج نميشود. تمام فرقه هاى شيعى معتقد به وجوب تعيين و تنصيص امام از جانب خدا و پيامبر صلی الله علیه و آله بوده و انبياء و امامان را از گناهان مبرى و معصوم مي دانند و به&nbsp;تولى و تبرى&nbsp;اعتقاد دارند .

۱&nbsp;اولین فرقه ها در شیعه
۲&nbsp;اماميه اثنى عشريه

۲.۱&nbsp;شيخيه
۲.۲&nbsp;الكامليه
۲.۳&nbsp;حسنيه
۲.۴&nbsp;باقريه
۲.۵&nbsp;حاصريه
۲.۶&nbsp;ناووسيه
۲.۷&nbsp;عماريه
۲.۸&nbsp;افطحيه يا فطحيه
۲.۹&nbsp;اسحاقيه
۲.۱۰&nbsp;هشاميه
۲.۱۱&nbsp;زراريه
۲.۱۲&nbsp;نعمانيه
۲.۱۳&nbsp;واقفه يا واقفيه
۲.۱۴&nbsp;قطعيه
۲.۱۵&nbsp;احمديه
۲.۱۶&nbsp;مؤلفه
۲.۱۷&nbsp;محدثه
۲.۱۸&nbsp;يونسيه
۲.۱۹&nbsp;جعفريه
۲.۲۰&nbsp;عسكريه


۳&nbsp;غلاة

۳.۱&nbsp;سبائيه
۳.۲&nbsp;بيانيه
۳.۳&nbsp;مغيريه
۳.۴&nbsp;منصوريه
۳.۵&nbsp;جناحيه
۳.۶&nbsp;خطابيه
۳.۷&nbsp;مخمسه
۳.۸&nbsp;غرابيه
۳.۹&nbsp;ذميه
۳.۱۰&nbsp;مفوضه يا تفويضيه
۳.۱۱&nbsp;حربيه
۳.۱۲&nbsp;غلبائيه
۳.۱۳&nbsp;نصيريه
۳.۱۴&nbsp;دروزيه
۳.۱۵&nbsp;على الهيان


۴&nbsp;كيسانيه

۴.۱&nbsp;عقائد مشترك كيسانيه
۴.۲&nbsp;فرقه اول
۴.۳&nbsp;فرقه دوم
۴.۴&nbsp;فرقه سوم
۴.۵&nbsp;فرقه چهارم
۴.۶&nbsp;فرقه پنجم: مختاريه
۴.۷&nbsp;فرقه ششم: هاشميه
۴.۸&nbsp;فرقه هفتم


۵&nbsp;زيديه

۵.۱&nbsp;جاروديه
۵.۲&nbsp;سليمانيه، يا جريريه
۵.۳&nbsp;بتريه يا ابتريه
۵.۴&nbsp;نعيميه
۵.۵&nbsp;صباحيه
۵.۶&nbsp;يعقوبيه
۵.۷&nbsp;عجليه
۵.۸&nbsp;مغيريه
۵.۹&nbsp;مخترعه
۵.۱۰&nbsp;مطرفيه
۵.۱۱&nbsp;دكينيه
۵.۱۲&nbsp;خشبيه
۵.۱۳&nbsp;حسينيه
۵.۱۴&nbsp;ادريسيه
۵.۱۵&nbsp;قاسميه


۶&nbsp;اسماعيليه

۶.۱&nbsp;دوره های تحول در اسماعیلیه
۶.۲&nbsp;عقائد مشترك اسماعيليه
۶.۳&nbsp;باطنيه
۶.۴&nbsp;قرامطه
۶.۵&nbsp;مباركيه
۶.۶&nbsp;ميمونيه
۶.۷&nbsp;شمطيه
۶.۸&nbsp;خلفيه
۶.۹&nbsp;خلطيه
۶.۱۰&nbsp;برقعيه
۶.۱۱&nbsp;تعليميه
۶.۱۲&nbsp;سبعيه
۶.۱۳&nbsp;مهدويه
۶.۱۴&nbsp;مستعلويه
۶.۱۵&nbsp;نزاريه
۶.۱۶&nbsp;صباحيه يا حمريه
۶.۱۷&nbsp;ناصريه
۶.۱۸&nbsp;ابو سعيديه يا جنابيه
۶.۱۹&nbsp;غياثيه
۶.۲۰&nbsp;خنفريه
۶.۲۱&nbsp;دروزيه
۶.۲۲&nbsp;بهره
۶.۲۳&nbsp;آقا (آغا) خانيه&nbsp;&nbsp;

اولین فرقه ها در شیعه
در بيشتر كتب فرق و كلام، اصول و پايه هاى اصلى فرق شيعى را بر سه فرقه منحصر كرده اند كه عبارتند از:
الف)&nbsp;گروهى از صحابه كه زمان حيات رسول الله صلی الله علیه و آله به على علیه السلام گرايش داشتند و از جانب پيامبر صلی الله علیه و آله نام شيعه على علیه السلام بر آنها اطلاق شده و اينان:&nbsp;سلمان فارسى،&nbsp;ابوذر غفارى،&nbsp;مقداد&nbsp;بن اسود كندى،عمار بن ياسر&nbsp;و جز اينها بودند كه نخستين بار به نام شيعه على علیه السلام خوانده شدند، آنان پس از&nbsp;مرگ&nbsp;پيامبر صلی الله علیه و آله هم به على وفادار ماندند و او را امام واجب الاطاعة از جانب خدا و پيامبر مي دانستند كه مخالفت با او مخالفت با خدا و پيامبر به شمار مي رفت و معتقد بودند كه على علیه السلام اين مقام را در شايستگى و فضائل خود بدست آورده بود و پيامبر هم درباره امامت وى تصريح كرده است.
اما برخى نوشته اند كه لقب&nbsp;شيعه&nbsp;نخستين بار در 37 ق يعنى پس از به خلافت رسيدن حضرت على علیه السلام پيدا شد و آنها را شيعه اولى نام نهادند.
ب)&nbsp;گروه دوم شيعه تفضيليه هستند كه اعتقاد به برترى على علیه السلام داشتند و او را بر همه صحابه فضيلت داده ولى خلافت ابوبكر و عمر را نيز جائز و روا مي دانستند زيرا خود على علیه السلام نيز خلافت آنان را پذيرفته بود، اين گروه در سال 40 ق پديد آمدند.
ج)&nbsp;شيعه تفضيليه سبيه كه ضمن برتر شمردن حضرت على علیه السلام بر تمامى صحابه او را وصى بلافصل پيامبر مي دانستند و معتقد بودند كه كسانى كه على را از مقام خود بركنار كردند كافرند و امت اسلامى پس از پيامبر صلی الله علیه و آله چون اطاعت غير على را گردن نهادند از دين خارج شدند و به همين دليل نيز اينان&nbsp;خلفاء ثلاثه&nbsp;را سب و لعن مي كردند و معتقد بودند كه پس از على علیه السلام امامت به اولاد او حسن و حسين علیهماالسلام مي رسد، سپس هر كسى از اولاد على و حسن و حسين علیهم السلام كه با شمشير خروج كند و عليه دستگاه خلافت قيام نمايند و مردم را به سوى خود دعوت كند، همو امام و جانشين پيامبر است.&nbsp;[۲]
تمامى فرق شيعى از اين سه فرقه منشعب شده اند كه همه آنان را مي توان ذيل نامهاى:&nbsp;اماميه&nbsp;اثنى عشريه،&nbsp;غلاة،&nbsp;كيسانيه،&nbsp;زيديه،&nbsp;اسماعيليه&nbsp;جمع كرد.&nbsp;[۳]
اماميه اثنى عشريه
معتقدين به امامت ائمه دوازده گانه&nbsp;از حضرت على علیه السلام تا&nbsp;امام مهدى&nbsp;عجل الله تعالی فرجه الشریف كه اكثريت شيعه را تشكيل مي دهند و هرجا اماميه به صورت مطلق عنوان گردد و يا لفط شيعه به صورت مطلق بيان شود منظور اثنى عشريه هستند.آنها را شيعه جعفرى يا جعفريه، اهل ايمان، اصحاب الانتطار، قائميه نيز ناميده اند. اماميه به نص جلى و صريح پيامبر صلی الله علیه و آله درباره امامت على علیه السلام و 11 فرزندش اعتقاد دارند و امامت به عقيده آنها امامت و ولايت عامه مسلمانان است در امور دين و دنيا كه به نيابت از پيامبر صلی الله علیه و آله به آنها واگذار شده است زيرا آنها معتقدند كه بر پيامبر صلی الله علیه و آله عقلا واجب است كه براى خود جانشينى انتخاب كند.
شيعه اماميه از همان آغاز در مقابل&nbsp;سبعيه&nbsp;(هفت اماميان) اثنى عشريه خوانده شده اند.
اينان امامان خود را مانند پيامبر ملهم از جانب خدا مي دانند و امامت را رياست عامه مي دانند و مقام وى را مافوق بشر عادى و قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از بروز علائمى كه از جانب پيامبر و ائمه پيش از او بيان شده ظهور خواهد كرد.
شيعه اثنى عشريه داراى فقهى مترقى است و مجموعه&nbsp;احاديث&nbsp;آنان در چهار كتاب كه به نام&nbsp;كتب اربعه&nbsp;است جمع آورى شده است. مبانى فقه شيعه بر چهار اصل استوار است.
قرآن،&nbsp;سنت، عقل و اجماع از مسائل خاص شيعه كه آنها را از اهل سنت و بسيارى از فرق اسلامى ديگر متمايز مي سازد. عبارتند از:&nbsp;امامتو&nbsp;ولايت حضرت على علیه السلام و اولادش،&nbsp;عصمت&nbsp;در انبياء و ائمه،&nbsp;تقيه،&nbsp;بداء،&nbsp;رجعت،&nbsp;متعه.
اصول عقايد شيعه پنج اصل است،&nbsp;توحيد،&nbsp;نبوت،&nbsp;معاد،&nbsp;عدل&nbsp;و&nbsp;امامت&nbsp;[۴]&nbsp;در میان امامیه در مورد شیوه اجتهاد و نحوه تعامل با احادیث دو رویکرد کلی وجود دارد:

نگرش&nbsp;اخباری&nbsp;به پیروان این اندیشه&nbsp;اخباریون&nbsp;می گویند
نگرش&nbsp;اصولی&nbsp;که به پیروان این شیوه&nbsp;اصولیون&nbsp;می گویند.

اثنی عشریه خود شامل فرقه های دیگری است که عبارتند از
شيخيه
پيروان&nbsp;شيخ احمد احسائى&nbsp;مؤسس طريقه&nbsp;شيخيه&nbsp;كه در 1241 ق در گذشته است. شيخيه اصول دين را منحصر در چهار اصل مي دانند،&nbsp;توحيد،&nbsp;نبوت،&nbsp;امامت&nbsp;و&nbsp;ركن رابع&nbsp;كه واسطه بين شيعيان و امام غائب است. از شیخیه فرقه های دیگری به وجود آمده است است که مهمترين آنها&nbsp;بابيه&nbsp;و&nbsp;بهائيه&nbsp;است&nbsp;[۵]&nbsp;بعضى از نويسندگان كتب فرق و ملل و شرح اعتقادات آنها لقب اماميه را در مورد تعدادى از فرقه هائى بكار برده اند كه به جانشينى بلافصل حضرت على علیه السلام و امامت بعضى از ائمه معتقد بودند و نيز جهان را هيچ زمان خالى از امام و حجت نمي دانند و يكى از ويژگي هاى آنان مسأله انتطار است كه هميشه منتطر خروج يكى از علويان هستند كه در آخرالزمان خروج مي كنند و جهان را پر از عدل و داد مي كند پس از آن كه پر از ستم شده باشد. ما ذيلاً فرقه هاى مزبور را ذكر كرده و به بيان مختصرى از عقايد آنان مي پردازيم:
الكامليه
کاملیه&nbsp;پيروان ابوكامل شاعر كه تمامى صحابه را به دليل ترك بيعت با على علیه السلام و على را به دليل ترك جنگ با آنها كافر مي شمرد و معتقد بود كه على مي بايد با آنها بجنگد همانطور كه با اصحاب صفين و جمل جنگيد[۶]
حسنيه
فرقه حسنیه&nbsp;پيروان&nbsp;حسن مثنى&nbsp;اين گروه پس از امامت&nbsp;امام على&nbsp;علیه السلام و&nbsp;امام حسن&nbsp;علیه السلام&nbsp;حسن مثنى&nbsp;را بنابر وصيت&nbsp;امام حسن مجتبى&nbsp;علیه السلام امام مي دانستند و او را ضامن آل محمد صلی الله علیه و آله مي شناختند، بعد از او پسر وى عبدالله بن حسن را به عنوان امام قبول داشتند كه وى با&nbsp;امام صادق&nbsp;علیه السلام مناقشاتى هم داشته است و پس از او محمد ملقب به نفس زكيه را به امامت برگزيدند.&nbsp;[۷]&nbsp;اين گروه را&nbsp;نفسيه&nbsp;نيز مي نامند و اعتقاد به غيبت نفس زكيه دارند.
باقريه
گروهى كه امامت را از حضرت على علیه السلام تا امام باقر علیه السلام مي دانند و به استناد روايت جابر بن عبدالله انصارى وى را امام زمان و مهدى منتظر مي شناسند و معتقدند كه وى نمرده است و برخى گفته اند مرده است ولى دوباره رجعت خواهد داشت و ظهور خواهد نمود، گاهى آنها را واقفه هم گفته اند چون در امامت وى توقف كردند و به امام ديگرى قائل نشدند.&nbsp;[۸]
حاصريه
كه معتقدند پس از امام باقر علیه السلام امامت به فرزند او زكريا رسيد و او در كوه حاصر مخفى است تا وقتى كه اذن خروج بايد&nbsp;[۹]
ناووسيه
پيروان&nbsp;عبدالله بن ناووس&nbsp;و يا&nbsp;عجلان بن ناووس&nbsp;بصرى كه به همين دليل ناووسيه خوانده شده اند و يا به علت انتسابشان به قريه اى به نام ناووسا، اينان معتقدند كه&nbsp;امام صادق&nbsp;علیه السلام زنده است و غائب و او مهدى و قائم منتظر است، برخى از آنها گويند كه امام، غائب كلى و مطلق نيست بلكه از طريق اولياى خود با مردم ارتباط دارد.&nbsp;[۱۰]
عماريه
پيروان شخصى به نام عمار كه پس از&nbsp;امام صادق&nbsp;علیه السلام عبدالله فرزند او را امام مي دانند زيرا وى بزرگترين فرزند امام بود.&nbsp;[۱۱]&nbsp;برخى هم نوشته اند كه عماريه مرگ امام صادق علیه السلام را باور كردند و به امامت فرزند ديگر او محمد ايمان پيدا كردند كه اينان سر منشاء پيدايش مذهب اسماعيليه هستند. (تحفة اثنى عشرية، 15)
افطحيه يا فطحيه
جمعى كه به امامت&nbsp;عبدالله بن جعفر صادق&nbsp;علیه السلام اعتقاد داشتند كه ملقب به افطح بود و او برادر اسماعيل و امام موسى كاظم علیهم السلام است. زيرا معتقدند كه اين عبدالله بود كه پدرش را&nbsp;غسل&nbsp;داد كفن كرد و بر وى&nbsp;نماز&nbsp;گذارد و چون غسل و كفن و دفن و نماز امام بر غير امام جايز نيست پس عبدالله امام بوده است، اينها معتقدند كه گرچه عبدالله درگذشت اما&nbsp;رجعت&nbsp;خواهد كرد ولى برخى از آنان پس از عبدالله چون وى فرزندى نداشت به امامت&nbsp;موسى بن جعفر علیه السلام&nbsp;گرايش پيدا كردند، بعضى نوشته اند كه اينان پيروان عبدالله بن عماءاند و يا گفته اند پيروان&nbsp;عبدالله بن فطيح&nbsp;كوفى هستند.&nbsp;[۱۲]
اسحاقيه
كه به امامت اسحاق فرزند ديگر&nbsp;امام صادق&nbsp;علیه السلام اعتقاد پيدا كردند زيرا وى در علم و تقوى و ورع شبيه پدرش بود و&nbsp;سفيان بن عيينه&nbsp;و جمعى ديگر از ثقات محدثين اهل سنت از او روايت كرده اند.&nbsp;[۱۳]&nbsp;برخى هم آنها را پيروان اسحاق بن غالب وعبدالله بن سنان،&nbsp;محمد بن مسلم،&nbsp;ابوحمزة ثمالى،&nbsp;حمران بن اعين&nbsp;و&nbsp;ابان بن تغلب&nbsp;دانسته اند.&nbsp;[۱۴]
هشاميه
پيروان هشام بن حكم كه آنها را حكميه هم مي گويند و يا پيروان هشام بن سالم جواليقى كه آنها را جوالقيه و سالميه هم گفته اند، بنابر آنچه در كتب ملل و نحل آمده است اين فرقه معتقدند كه از حضرت على علیه السلام تا امام صادق علیه السلام امام بر حق هستند درباره خداوند قائل به تجسيم و تشبيه صريح هستند و معتقدند كه معبودشان به صورت جسمى است داراى طول و عرض و عمق كه اين ابعاد ثلاثه باهم مساويند و صورتى مستقل از صور متعارف اجسام دارد، از قول هشام نقل شده كه خداوند را نورى درخشان دانسته است.و از قول هشام بن سالم نقل شده كه مي گفت معبود من به صورت انسان است.&nbsp;[۱۵]&nbsp;چنان كه در فرقه غلاة خواهد آمد اين نسبت هاى ناروا از جانب دشمنان اهل بيت و امام صادق علیهم السلام و شيعيان به اصحاب خاص&nbsp;امام صادق&nbsp;علیه السلام وارد شده است مناظرات هشام بن حكم بازنادقه&nbsp;و منحرفان از توحيد بسيار معروف است.&nbsp;[۱۶]
زراريه
پيروان زرارة بن اعين كوفى از اصحاب خاص امام صادق علیه السلام، برخى زراريه را از عماريه دانسته اند.&nbsp;[۱۷]&nbsp;و بعضى آنها را جزء اماميه قطعيه محسوب كرده اند كه نخست به امامت عبدالله بن جعفر معتقد بودند ولى بعد به امامت&nbsp;موسى بن جعفر علیه السلام&nbsp;بازگشتند و مستبصر شدند&nbsp;[۱۸]&nbsp;و برخى هم زراريه را جزء فرق&nbsp;غلاة&nbsp;دانسته اند.&nbsp;[۱۹]
و از قول وى نقل كرده اند كه مي گفت: صفات خداوند حادث هستند. زيرا خداوند در ازل نه علم داشت و نه قدرت و نه سمع داشت و نه بصر و نه حى بود.&nbsp;[۲۰]&nbsp;اين سخنان و اتهامات را نيز به&nbsp;زراره&nbsp;بسته اند و از ساخته هاى&nbsp;نواصب&nbsp;[۲۱]&nbsp;و دشمنان اهل بيت است كه با زير سؤال بردن اصحاب&nbsp;امام صادق&nbsp;علیه السلام قصد ضربه زدن به امامان شيعه را داشته اند.
نعمانيه
پيروان محمد بن نعمان احول صيرفى معروف به&nbsp;مؤمن الطاق&nbsp;كه او نيز از اصحاب امام صادق علیه السلام و امام موسى كاظم علیه السلام بود، نوشته اند كه وى به برخى از عقايد&nbsp;هشام بن حكم&nbsp;و&nbsp;هشام بن سالم&nbsp;اعتقاد داشت از جمله مي گفت افعال بندگان اجسامند و اين كه خداوند در وقت اراده و تقدير مي تواند اشياء را بشناسد و يا بداند و به او نسبت داده اند كه معتقد بود كه خداوند تعالى داراى جسم و اعضاء و جوارح است و به همين جهت برخى از دشمنان اهلبيت وى را شيطان الطاق ناميده اند و پيروانش را شيطانيه گفته اند&nbsp;[۲۲]&nbsp;كه البته اين نسبت ها دروغ است و شيعه نعمان را جزء اصحاب امام صادق علیه السلام مي شناسد.
واقفه يا واقفيه
در اصطلاح رجالى شيعه در مقابل قطعيه است و نام عمومى فرقه هايى است كه در امامت برخى از امامان توقف كردند و پس از او به امامى ديگر قائل نشدند و اصطلاحاً شامل كسانى است كه در مقابل رأى اكثريت و قبول آن توقف مي كنند.
اين گروه به چند شاخته تقسيم مي شود كه عبارتند از:

گروهى كه در&nbsp;مرگ&nbsp;امام باقر&nbsp;علیه السلام توقف كردند و گفتند: او امام مهدى منتطر است. (باقريه)
رجعيه، قائلين به امامت و مرگ موسى بن جعفر علیه السلام ولى معتقد به رجعت وى
موسويه كه در مرگ و حيات&nbsp;امام كاظم&nbsp;علیه السلام ترديد و شك داشتند و گفتند: ما نمي دانيم كه آيا امام كاظم علیه السلام زنده است و يا اين كه درگذشته؟ چون اخبارى كه به ما رسيده به هر دو مورد دلالت دارد زيرا اخبارى دال بر آن است كه او قائم آل محمد است، در مقابل اخبارى راجع به&nbsp;مرگ&nbsp;پدر و اجدادش و او به ما رسيده است و ما متحيريم از اين رو در اين مورد توقف مي كنيم و اگر دلائلى بدست آوريم كه بتواند امامت على بن موسى علیه السلام را ثابت كند به آن معتقد خواهيم شد.برخى از آنها هم بعدا از اين عقيده برگشتند و به امامت&nbsp;امام رضا&nbsp;علیه السلام اعتقاد پيدا كردند، اين ها را&nbsp;سبعيه(هفت امامى) هم خوانده اند.&nbsp;[۲۳]
ممطوره، قائلين به حيات امام كاطم علیه السلام كه گويند امام زنده است و او مهدى و قائم است زيرا در حديث از&nbsp;امام على&nbsp;علیه السلام آمده است كه فرمود: و سابعهم قائمهم سمى صاحب التوراة (هفتمين آنها خروج كننده و هم نام صاحب تورات است)، اينها گويند: امام ظهور خواهد كرد و زمين را از شرق و غرب مالك خواهد شد و آنها را پر از عدل و داد مي كند پس از آن كه پر از ظلم و جور شده باشد، آنان معتقدند كه امام از زندان خارج شد ولى دشمنان وى براى فريب مردم اعلام كردند امام در گذشته است.برخى هم معتقدند كه على بن موسى الرضا علیه السلام امام نيستند ولى از خلفاى امام موسى علیه السلام به شمار مي روند تا اين كه آن حضرت ظهور كند، علت نامگذارى آنها به ممطوره گفته اند كه بين آنان و قطعيه مناظره اى درگرفت و رئيس قطعيه يونس بن عبدالرحمن به آنها گفت شما بي قدرتر از سگان باران خورده ايد نزد من (انتم اهون عندنا من الكلاب الممطورة) و از آن پس به اين لقب معرفى شدند.[۲۴]
بشيريه، پيروان محمد بن بشير كوفى از موالى بنى اسد و فرزند او سميع بن محمد جانشين وى.وى را نيرنگبازى دانسته اند كه پس از توقف در باره ء حضرت موسى بن جعفرعلیه السلام گفت من جانشين موسى هستم او نمرده است بلكه زنده است و غائب و او قائم آل محمد است و انگشتر خود را به او داده است و علوم خود را به وى آموخته است . هشام بن سالم با او مناظره كرد، ايشان اباحى هستند و منكر احكام شرع&nbsp;[۲۵]

قطعيه
پيروان مفضل بن عمر كه آنها را&nbsp;مفضليه&nbsp;هم گويند، اينان اعتقاد دارند كه امام كاظم علیه السلام مرگش قطعى است و هيچ شك و ترديدى در آن راه ندارد، و پس از او امام رضاعلیه السلام را به امامت قبول دارند و پس از او به امامت محمد بن على، على بن محمد، حسن عسكرى، محمد بن حسن قائم آل محمد (عج ) نيز قائل هستند&nbsp;[۲۶]
احمديه
گروهى كه اعتقاد به امامت احمد بن موسى كاظم علیه السلام پيدا كردند، اين گروه پس از&nbsp;امام رضاعلیه&nbsp;السلام قائل به امامت احمد بن موسى شدند و گفتند كه وى را خود&nbsp;موسى بن جعفرعلیه&nbsp;السلام به امامت پس از امام رضاعلیه السلام برگزيده است، اعتقادات آنان مشابه با عقايد&nbsp;قطحيه&nbsp;است، برخى هم نوشته اند كه چون امام رضا علیه السلام به شهادت رسيد فرزندى وى&nbsp;امام جوادعلیه&nbsp;السلام خردسال بود و به سن بلوغ نرسيده بود و اين گروه گفتند كه وى چون بالغ نيست نميتواند امام باشد و به امامت احمد بن موسى رجوع كردند&nbsp;[۲۷]
مؤلفه
اين فرقه پس از شهادت امام رضاعلیه السلام پيرو واقفه شدند
محدثه
گروهى از اهل حديث بودند كه عقيده به رجاء داشته اند و به اصطلاح از&nbsp;مرجئه&nbsp;بوده اند آنان به امامت امام موسى و على بن موسى الرضا علیه السلام اعتقاد پيدا كردند و پس از اينكه امام رضاعلیه السلام رحلت كرد آنان به اصل خود رجوع كردند&nbsp;[۲۸]
يونسيه
پيروان يونس بن عبدالرحمان قمى، وى از اصحاب امام رضاعلیه السلام بود، اين گروه را در عقيده به امامت شبيه قطعيه دانسته اند و گفته اند اينان در تشبيه افراط ميكردند و باز جمعى آنهارا از غلاة به شمار آورده اند اما اين نسبتها درست نيست به ويژه كه اتهام تجسيم و تشبيه به آنها داده اند، زيرا يونس از امام رضاعلیه السلام اصول دين را فرا گرفته بود و از بزرگترين شاگردان وى بوده است&nbsp;[۲۹]
جعفريه
پيروان جعفر بن على بن محمد جوادعلیه السلام وى برادر&nbsp;امام حسن عسكرى&nbsp;علیه السلام بود، او را&nbsp;جعفر كذاب&nbsp;لقب داده اند، زيرا وى پس از برادرش امام حسن عسكرى علیه السلام ادعاى امامت كرد و منكر اين شد كه امام حسن علیه السلام فرزندى داشته باشد. وى در 271 ق درگذشت، او مردى دنيا طلب بود و در پى به دست آوردن مقام امامت&nbsp;[۳۰]
عسكريه
معتقدين به امامت امام حسن عسكرى علیه السلام كه احتمالا در مقابل جعفريه آنها را بدين نام خوانده اند، آنان پس از امام حسن عسكرى به امام مهدى قائم آل محمد (عج ) اعتقاد داشتند&nbsp;[۳۱]
غلاة
غلاة&nbsp;جمع غالى است و به كسانى اطلاق ميشود كه در باره&nbsp;پيامبر صلی الله علیه و آله&nbsp;و&nbsp;امامان&nbsp;خويش راه غلو و افراط را پيموده و آنان را از حدود و مقام حقيقى خويش خارج ساخته و به مرحله ء خدائى رسانيده اند و چه بسا امامان را به خدا و يا خداوندرا به آنان تشبيه كرده اند و در دو طرف افراط و تفريط قرار گرفته اند، گاهى قائل به حلول جوهر نورانى الهى در ائمه و پيشوايانشان شده اند،&nbsp;شهرستانى&nbsp;معتقد است كه عقائد غاليه از مذاهب حلوليه، تناسخيه، يهود و نصارى نشأ ت گرفته است و غالب آنان در عقيده مشترك هستند و در حقيقت يك فرقه بيش نيستند اما به نامهاى مختلف .
آنان خود بسته به موقعيت و مكان زندگى نامى بر خويش نهاده و يا آنها را به اين نامها خوانده اند.مثلا اين گروه را در اصفهان خرميه و كوذكيه، در رى مزدكيه، سنباديه، در آذربايجان ذاقوليه، در بعضى نقاط، محمره سرخجامگان و در ماوراء النهر مبيضه يا سپيد جامگان ناميده اند.
اينان در آغاز تنها به غلو درباره ء پيامبر صلی الله علیه و آله و امامان خود مي پرداختند ولى از قرن دوم هجرى به بعد بعضى از فرقه هاى غاليه مطالب غلو آميز خود رابا سياست آميخته و با دولت&nbsp;امويان&nbsp;و&nbsp;عباسيان&nbsp;به مخالفت برخاستند&nbsp;[۳۲]&nbsp;آنان معتقد بهتحريف قرآن&nbsp;بوده و اصولا قرآنى را كه در دوره ء&nbsp;عثمان&nbsp;جمع آورى شده بود باور نداشتند، زيرا ميگفتند كه آياتى در باره&nbsp;حضرت علىعلیه&nbsp;السلام در قرآن بوده كه برداشته اند و حتى سوره اى به نام سورة الولاية با 7 آيه در باره ء على علیه السلام بوده است كه درقرآن موجود نيست .
اصول عقيده غلاة مبتنى بر ظهور، اتحاد،حلول و تناسخ است، از عقائدمشترك همه ء فرقه هاى غلاة چهار چيز است&nbsp;: تشبيه،&nbsp;تناسخ،&nbsp;بداء&nbsp;و&nbsp;رجعت
غلاة در باره ء حضرت على و&nbsp;امام حسين&nbsp;علیه السلام بيش از ديگر ائمه راه غلو را پيموده اند، برخى از آنان معتقدند كه على در سرشت خدائى جاودان است و بعضى معتقدند كه او در ميان ابرها است و رعد، غرش شمشير و برق انعكاس درخشش شمشير آن حضرت است .و سرخى شفق را از خون امام حسين علیه السلام در كربلا ميدانند.
اصولا عامه ء غلاة از دو دسته بيرون نيستند: يا آنها مردمانى ساده دل و عامى بوده اند كه تحت تاثير فضائل اخلاقى و دينى و جذابيتهاى فردى ائمه علیه السلام قرارگرفته اند و در وراى شخصيت ائمه، خدا و مسائل ديگر را فراموش كرده اند.
يا اينكه افراد شياد بوده اند كه براى رسيدن به مقامات دنيوى و نفوذ در مردم و به دست آوردن مريد و پيرو، نسبتهاى غلو آميز را به ائمه ميدادند و خود را نيز شريك آنان ميدانستند مانند&nbsp;ابوالخطاب اسدى،&nbsp;شيخ صدوق&nbsp;در اعتقادات خود نوشته است كه&nbsp;: اعتقاد ما در باره ء غاليان و تفويضيان آن است كه آنان كافر هستند وحتى بدتر از&nbsp;يهود&nbsp;و&nbsp;نصارى&nbsp;و&nbsp;مجوس&nbsp;و&nbsp;قدريه&nbsp;و&nbsp;حرويه&nbsp;و همه ء اهل بدعتها و مليتها هستند و گمراه ترند&nbsp;[۳۳].
علامه حلى&nbsp;در&nbsp;شرح ياقوت&nbsp;غلاة را رد كرده و گويد: جسمانى دانستن خداوند و هم چنين تشبيه معجزات اميرالمؤمنين علیه السلام به معجزات موسى و عيسى علیه السلام باطل است&nbsp;[۳۴].
در قرآن آياتى در نهى ازغلو آمده است ([۳۵]، چنانكه از جانب ائمه نيز غلو در باره دين و احكام و امامان نهى شده است .
در اين مورد از امام صادق علیه السلام و ديگر ائمه و از خود حضرت على علیه السلام روايات بسيارى در باره غلاة آمده است كه نخست آنها را نهى كرده اند و چون از گزافه گوئى خويش دست نكشيده اند آنها را طرد كرده اند و ازاطراف خود رانده اند&nbsp;[۳۶]
علماى&nbsp;اهل سنت&nbsp;نيز جميع فرقه هاى غلاة را خارج از اسلام دانسته اند&nbsp;[۳۷]&nbsp;با اينحال بسيارى از آراء و عقايد سخيفى كه به غلاة نسبت داده اند از جانب دشمنان به آنان نسبت داده شده و جدا ثابت نشده است چه در باره ء اصنافى كه عنوان كرده اند و چه در مورد عقائد و آراء آنها.
مثلا افسانه ء&nbsp;عبدالله بن سبا&nbsp;و&nbsp;سبائيه&nbsp;كه بعضى از مورخان از پيش خود ساخته اند و&nbsp;طبرى&nbsp;كه راوى آن روايات است فقط به نقل آنها پرداخته بدون اينكه به جرح و تعديل و حقيقت آنها پرداخته باشد و ديگران نيز با همين روش از طبرى گرفته اند&nbsp;[۳۸].
غلاه خود به فرقه های دیگر یمنشعب می شوند که عبارتند از
سبائيه
پيروان عبدالله بن سباء يا عبدالله بن سوداء كه گفته اند نخست يهودى بوده است سپس مسلمان شده و به على علیه السلام پيوست ولى در باره ء آن حضرت غلو كرد و در باره&nbsp;ابوبكر&nbsp;و&nbsp;عمر&nbsp;و&nbsp;عثمان&nbsp;به طعن و لعن پرداخت او نخستين كسى است كه مذهب غاليه را به وجود آورد.و چون شنيدكه حضرت على علیه السلام را شهيد كرده اند منكر شد و گفت على نه كشته شده و نه مرده است و اصولا مرگ ندارد و او دوباره&nbsp;رجعت&nbsp;خواهد كرد و زمين را پر از عدل و داد نمايد پس از اينكه پر از ظلم و جور شده باشد.
او اعتقاد به تناسخ و دور از اين دنيا داشت و قيامت و بعث و حساب، بهشت و جهنم را باور نداشت .او على را خدا ميدانست و پيروانش نيز ائمه را خدايان و ملائكه و انبياء و پيامبران ميدانستند.
برخى نوشته اند كه تمامى فرق غاليه از سبائيه نشأ ت گرفته اند، اما چنانكه گفتيم اصولا اصل داستان عبدالله بن سبا خود افسانه اى بيش نيست و آنچه در مورد او گفته اند ساخته ء ذهن دشمنان فرقه هاى غاليه است&nbsp;[۳۹]
بيانيه
پيروان&nbsp;بيان بن سمعان تميمى&nbsp;كه معتقدند خداوند به صورت انسان ظاهر ميشود و او نيز هلاك ميگردد و جز وجه او باقى نميماند، بسيارى از بيانيه او را پيامبر ميدانستند و يا اينكه ميگفتند ابوهاشم عبدالله بن محمد حنيفه او را به امامت منصوب كرده است، بيان به دست خالد بن عبدالله قسرى كشته شد&nbsp;[۴۰]
مغيريه
پيروان&nbsp;مغيرة بن سعيد عجلى، آنها معتقد بودند كه معبود آنان مردى است از نور كه بر سر تاج دارد و داراى اعضاء و جوارح است .
منصوريه
پيروان ابو منصور هستند و معتقد بود كه به آسمان عروج كرده و معبود با دست خويش سر وى را مسح كرده و او را مأ مور تبليغ در زمين كرده است . او معتقد بود كه آل محمد همان آسمان است و شيعه نيز زمين، آنان ضمن انكار&nbsp;قيامت&nbsp;تمام محرمات را حلال ميدانستند
جناحيه
پيروان عبدالله بن معاوية بن عبدالله بن جعفر ذوالجناحين، وى ميگفت علم نيزچون گياهان و درختان در دل ميرويد و ارواح داراى&nbsp;تناسخ&nbsp;هستند، و روح خداوند در آدم و سپس در پيامبران حلول كرده و در آخر نيز در جسم وى حلول كرده است
خطابيه
پيروان ابوالخطاب بن ابى زينب اسدى .او امامان را پيامبران جديد ميدانست و مي گفت&nbsp;: هر زمان دو پيامبر يكى ناطق و يكى صامت در ميان مردم هستند، محمدصلی الله علیه و آله پيامبر ناطق و على علیه السلام صامت بود و پس از محمد(ص )، على علیه السلام پيامبر ناطق و امام ديگر صامت بود و به همين ترتيب او امام جعفر صادق علیه السلام را خدا ميدانست .
مخمسه
كه&nbsp;سلمان فارسى،&nbsp;مقداد،&nbsp;عمار،&nbsp;ابوذر&nbsp;و عمر بن اميه ضمرى را از جانب خداوند مأ مور اداره ء جهان ميدانستند
غرابيه
اعتقاد داشتند كه خداوند&nbsp;جبرئيل&nbsp;را به سوى على علیه السلام فرستاد و او در اثر شباهت بسيار زياد على و محمد صلی الله علیه و آله كه به شباهت يك غراب (كلاغ ) به غراب ديگر ميمانست اشتباه كرده و رسالت را به محمدصلی الله علیه و آله سپرد
ذميه
اينان محمد پيامبر اسلام را سرزنش ميكردند زيرا اعتقاد داشتند كه على، محمدصلی الله علیه و آله را به سوى مردم فرستاد تا انسانها را به سوى على علیه السلام دعوت كند اما محمد صلی الله علیه و آله مردم را به سوى خود فرا خواند.
مفوضه يا تفويضيه
اعتقاد دارند كه خداوند امور و تدبير عالم را به محمدصلی الله علیه و آله سپرد، و او خالق جهان و مدبر اول است و محمدصلی الله علیه و آله نيز پس از خود امور جهان و تدبير عالم را به على علیه السلام واگذار كرد و او مدير ثانى است، 11) شريعيه&nbsp;: پيروان فردى به نام شريعى .
اينان اعتقاد دارند كه خداوند در پنج نفر ظهور و تجلى كرده است و آن&nbsp;: محمد، على، فاطمه، حسن و حسين علیه السلام و همگى آنها از آلهه هستند و براى آنان اضدادى وجود دارد كه عبارتند از: ابوبكر،عمر، عثمان، معاويه و عمر بن العاص، شريعى معتقدبود كه خداوند در او حلول كرده است، 12) نميريه،: پيروان نمير كه از پيروان شريعى بوده است، او خليفه ءشريعى بود و پس از او مردم را به سوى خود دعوت كرد.
حربيه
پيروان عبدالله بن عمرو بن حرب كندى، اينان اعتقاد داشتند كه روح ابو هاشم بن حنفيه در وجود عبدالله بن حرب حلول كرده است وابوهاشم او را به عنوان امام منصوب نموده است .
غلبائيه
پيروان غلباء بن اردع اسدى يا اوسى كه على علیه السلام را خدا و از حضرت محمدصلی الله علیه و آله برتر ميداشت .
نصيريه
منسوب به نصير يا ابن نصير كه آنها را نصاريه و علويه نيز ميگويند: اين فرقه را برخى از فروع سبائيه به شمار آورده اند.آنان على را جاودان و پايدار در طبيعت الهى ميدانند. نصيريه از قرن پنجم از شيعه ء اماميه منشعب شدند و بعدها در شمال غربى سوريه سكونت گرفتند، تعاليم نصيريه عبارت است از آميزه اى از عناصر عقائد شيعى و مسيحى و اعتقادات مردم پيش از اسلام . آنان خدا را ذاتى يگانه ميدانند كه از سه اصل لا يتجزى تركيب يافته به نامهاى&nbsp;: معنى، اسم باب، اين تثليث در وجود انبياء تجسم و تجلى يافته و آخرين تجسم آن با ظهور اسلام مصادف شد، كه وجود على علیه السلام، محمدصلی الله علیه و آله و سلمان فارسى ظهور و بروز كرد و اين تجسم آخر با حروف كلمه (عمس ) نشان ميدهند كه حرف اول نام آن سه بزرگوار است
دروزيه
پيروان فردى كه ملقب به درزى (خياط) بوده و گويا نام وى محمد بن اسماعيل و به قولى ايرانى الاصل وملقب به نشتكين بوده است و در آغاز از باطنيان اسماعيلى به شمار ميرفته است .
اودر 408 ق به مصر رفته و با حمزة بن على زوزنى كه وى نيز گويا ايرانى الاصل بوده طرح دوستى ريخته است، زوزنى در دستگاه الحاكم بامرالله ششمين خليفه ء فاطمى بسيار مقرب بوده است و درزى به كمك او به دربار الحاكم راه يافت، سپس با هميارى فردى به نام على بن احمد صبا كه مؤذن بوده مذهبى به نام مذهب توحيد ايجاد كرد.
درزى ظاهرا نخستين فردى است كه قائل به الوهيت الحاكم بامرالله شد و ميگفت كه&nbsp;: عقل كلى در آدم ابوالبشر حلول كرده و به صورت او تجسد پيدا نموده و از وى به ساير انبياء انتقال يافته تا به حضرت محمدصلی الله علیه و آله و امامان و خلفاى فاطمى رسيده است .
او كتابى در اين باب نوشت و بر مردم فراخواند، وى ازدواج با محارم و ميخوارگى را روا ميدانست و قائل به تناسخ بود، در اثر ابراز اين عقائد مجبور به مهاجرت از مصر شد و به شام رفت و به دست غلامان ترك كشته شد.
على الهيان
برخى اين گروه را با نصيريه و يا ديگر گروههاى غلاة يكى دانسته اند كه درست نيست، زيرا فقط در اعتقاد به الوهيت حضرت على علیه السلام با ديگر فرق غلاة و نصيريه مشتركند ولى ديگر عقائيد آنان سخت با هم اختلاف دارد.اينان مهمترين گروههاى غلاة هستند كه ديگر فرقه ها و شاخه هاى غلاة از آنان منشعب شده اند. برخى گروههاى غلاة را تا 100 فرقه نيز شمرده اند. بايد دانست كه فرقه هاى غلاة و بسيارى از شاخه هاى آن از ديگر فرق شيعى هم منشعب شده اند مثلا از فرقه هاى زيديه، اسماعيليه، كيسانيه و حتى از شيعه ء اثنى عشريه .
اين نكته نيز قابل ذكر است كه انتساب بعضى فرقه هاى ساخته ء ذهن دشمنان مانند: هشاميه، پيروان&nbsp;هشام بن حكم،زراريه، پيروان&nbsp;زرارة بن اعين، شيطانيه، پيروان مؤمن الطاق و مفضليه پيروان&nbsp;مفضل نصيرى&nbsp;صاحب توحيد المفضل به غلاة نه تنها درست نيست بلكه از روى دشمنى و عداوت انجام گرفته و اين افراد از شاگردان امام صادق علیه السلام و پيروان ائمه علیه السلام بوده اند و خود گروه و فرقه و پيروى نداشته اند، سياست بنى عباس و دشمنان شيعه و امامان اقتضا داشته است كه اينان را با انتساب به غلاة بدنام سازند&nbsp;[۴۱]
كيسانيه
در مورد علت نامگذارى اين فرقه به كيسانيه اختلاف نطر است، برخى نوشته اند كه اينان پيروان كيسان مولى امير المؤمنين علیه السلام هستند.
و كيسان شاگردمحمد بن حنفيه&nbsp;بود اما از&nbsp;امام حسن&nbsp;و&nbsp;امام حسين&nbsp;علیه السلام و از محمد بن حنفيه علوم مختلف از جمله علم تأ ويل و باطن و علم آفاق و انفس آموخت و سپس به امامت محمد بن حنفيه قائل شد و براى او مراتب و درجاتى قائل شد كه خارج از حد وى بود&nbsp;[۴۲]
بعضى نوشته اند كه كيسانيه پيروان&nbsp;مختار بن ابى ثقفى&nbsp;هستند، زيرا مختار ملقب به كيسان بود از اين رو كيسانيه خوانده شده اند.
شمارى هم نوشته اند كه فرمانده پليس (شرطه ) مختار، كيسان نام داشته و مكنى به ابو عمران بوده است و او دراعمال خود بسيار افراط ميكرد و محمد بن حنفيه را وصى حضرت على علیه السلام ميدانست و مختار را نائب او معرفى ميكرد و كسانى كه على علیه السلام را از مقام خود بركنار كردند از اهل&nbsp;صفين&nbsp;و&nbsp;جمل&nbsp;همگى كافر شدند.
او معتقد بود كه&nbsp;جبرئيل&nbsp;بر مختار وحى ميآورد&nbsp;[۴۳]
عقائد مشترك كيسانيه
تمام فرق كيسانيه داراى عقائدى مشترك هستند كه عبارت از: اعتقاد به امامت محمد بن حنفيه فرزند على بن ابيطالب علیه السلام با عقيده به مسأ له بداء، اعتقاد به&nbsp;تناسخ&nbsp;و&nbsp;حلول، اعتقاد به&nbsp;رجعت&nbsp;و اعتقاد به نوعى غلو در حق ائمه و پيشوايان خويش .
غير از اينها هر يك از اين فرق داراى اعتقادى خاص نيز هستند كه ذيل هر فرقه به آن اشاره خواهد شد.
كيسائيه پس از درگذشت محمد بن حنفيه به دو شعبه تقيم شدند: دسته اى مرگ محمد را انكاركردند و گفتند كه وى نمرده و نميميرد و زنده است اما غائب شده و در&nbsp;كوه رضوىپنهان&nbsp;است تا روزى كه به او امر شود و طهور كند، اين دسته وى را همان امام منتطر ميدانند، از اين رو هيچكس را پس از وى امام نميدانند.
گروه ديگر از كيسانيه مرگ محمد را باور كرده و پسر وى&nbsp;ابوهاشم عبدالله بن محمد&nbsp;را به امامت برگزيدند و اعتقاد به حلول روح محمد در ابو هاشم پيدا نمودند.
مهمترين فرق كيسانيه عبارتند از:
فرقه اول
فرقه اى كه اعتقاد دارند على علیه السلام به امامت محمد فرزند خود تصريح كرده و او را به جانشينى خود انتخاب نموده است اينان معتقدند كه در&nbsp;جنگ جمل&nbsp;على علیه السلام پرچم جنگ را به محمد سپرد&nbsp;[۴۴]&nbsp;در حاليكه برادرانش حسن و حسين علیه السلام نيز در آن جنگ بودند&nbsp;[۴۵]از اين جهت او را جانشين بلافصل على ميدانند.
فرقه دوم
معتقدند كه محمد پس از برادرانش حسن و حسين علیه السلام به امامت رسيد، زيرا حسين علیه السلام در موقع خروج از مدينه محمد را به عنوان وصى و جانشين خود انتخاب كرد&nbsp;[۴۶].
فرقه سوم
معتقدند كه محمد همان امام مهدى علیه السلام است وهيچ كس از اهلبيت على علیه السلام نبايد با او مخالفت كند و حتى حسن و حسين علیه السلام نيز با اجازه ء او بود كه صلح و يا جنگ كردند وگرنه هلاك ميشدند و او زنده است و در كوه رضوى پنهان است و سبب غيبت او از خلق را خدا ميداند&nbsp;[۴۷]&nbsp;اينان به نام كربيه پيروان ابو كرب ضرير ميباشند.
فرقه چهارم
برخى معتقدند كه چون محمد بن حنيفه تسليم&nbsp;عبدالملك بن مروان&nbsp;شد و با او بيعت كرد و همچنين با&nbsp;ابن زبير&nbsp;نيز بيعت كرد، از اين رو در كوه رضوى زندانى است و شكنجه ميبيند&nbsp;[۴۸]
فرقه پنجم: مختاريه
پيروان&nbsp;مختار بن ابى عبيده ثقفى،برخى نوشته اند كه مختار نخست از&nbsp;خوارج&nbsp;بود، سپس زبيرى و از طرفداران&nbsp;ابن زبيرگرديد و پس از آن شيعه شد و سپس كيسانى گرديد و قائل به امامت محمد بن حنفيه شد و مردم را به سوى او دعوت كرد، و خود را از ياران محمد و از داعيان او شمرد و كلماتى مسجع بر زبان ميراند و علومى باطل را اظهار ميكرد و چون محمد بن حنفيه از قضيه وى مطلع شد از او بيزارى جست اما مردم به دو دليل به او گرويدند: يكى آنكه وى منسب به محمد بن حنفيه بود و ديگرى آنكه به خونخواهى امام حسين علیه السلام قاتلين وى را مجازات كرد&nbsp;[۴۹]
برخى نوشته اند كه محمد بن حنفيه، مختار را حكومت عراقين داد تا از قاتلان امام حسين علیه السلام انتقام بگيرد و او بود كه مختار را كيسان ناميد از اين رو كيسانيه را مختاريه هم مينامند&nbsp;[۵۰]
فرقه ششم: هاشميه
پيروان ابو هاشم عبدالله بن محمد حنفيه، اينان مرگ محمد بن حنفيه را باور كرده و پس از وى به امامت فرزند او ابو هاشم اعتقاد پيدا كردند و گفته اند كه محمد همه ء اسرار را به ابوهاشم منتقل ساخته است&nbsp;[۵۱]&nbsp;اين گروه پس از مرگ ابو هاشم به 4 يا 5 دسته ء ديگر تقسيم شدند.
برخى نوشته اند كه عده اى از فرق غلاة مانند سپيد جامگان خراسان كه پيروان مقنع بودند و فرق خرمدينيه، خرميه از كيسانيه پيدا شدند&nbsp;[۵۲]
فرقه هفتم
شمارى از كيسانيه پس از مرگ محمد بن حنفيه به امامت على بن الحسين زينالعابدين امام سجادعلیه السلام اعتقاد پيدا نموده و مستبصر شدند&nbsp;[۵۳]&nbsp;كه از آن جمله ميتوان&nbsp;سيد اسمعيل حميرى&nbsp;را نام برد كه نخست كيسانى مذهب بود، اما بعدا مستبصر شده و به&nbsp;امام سجادعلیه&nbsp;السلام پيوست .
زيديه
پس از رحلت&nbsp;امام زين العابدين&nbsp;علیه السلام بار ديگر شيعيان اختلاف پيدا كردند و به دو فرقه ديگر تقسيم شدند، دسته اى از شيعيان امامت&nbsp;امام باقر&nbsp;علیه السلام را پذيرفتند و دسته اى ديگر از آنان اعتقاد به امامت&nbsp;زيد بن علی بن حسین&nbsp;برادرش پيدا كردند، اينان اعتقاد دارند كه امامت منحصر در اولاد فاطمه (س ) است .
و در غير آنان جايز نيست، ولى ميگويند آن كس از اولاد فاطمه (س ) كه شجاع و سخى باشد و خروج كند و ادعاى امامت داشته باشد و مردم را به سوى خود دعوت كند امام است و اطاعت او واجب، خواه از اولاد امام حسن علیه السلام باشد و خواه از اولاد امام حسين علیه السلام.
فرقه هاى اصلى زيديه را برخى سه فرقه دانسته اند و بعضى آنها را 6 فرقه و شمارى هم فرقه هاى اصلى زيديه را 8 فرقه دانسته اند&nbsp;[۵۴]&nbsp;اين فرقه ها كه بيشترينشان را مسعودى نام برده است عبارتند از:
جاروديه
پيروان ابوالجارود زياد بن منذر عبدى، وى معتقد بود كه پيامبر صلی الله علیه و آله در باره ء على علیه السلام به وصف، نص و تصريح كرده است ولى نام نبرده است و امت در شناخت على علیه السلام به عنوان امامى كه پيامبر توصيف كرده بود كوتاهى كردند، آنها در شناخت موصوف كوتاهى كردند گرچه اوصاف را شناختند و از اين جهت گمراه شدند و با ابوبكر و عمر بيعت كردند و لذا كافر شدند، اين عقيده ء ابوالجارود مخالف با نطريه ء زيد بود و زيد را به امامت قبول نداشت، آنان على علیه السلام را برتر از همه مردم پس از پيامبر ميدانستند، جاروديه را جزء فرقه اقوياء زيديه نام برده اند، فرقه هاى ديگر زيديه مانند سليمانيه و تبريه اين فرقه را تكفير كرده اند، بغدادى نيز جاروديه وشاخه هاى منشعب از آن را تكفير كرده است&nbsp;[۵۵]
سليمانيه، يا جريريه
پيروان سليمان بن جرير رقى از متكلمان زيديه، كه گمان دارند امامت شورائى است و اجماع دو نفر از برگزيدگان مسلمين و از اهل حل و عقد بر امامت مفضول در حاليكه فاضل و افضل وجود دارند درست است، و به همين دليل اعتقاد دارند كه بيعت با ابوبكر و عمر خطا بود اما آنها مستحق فسق نيستند، زيرا باختيار و اجتهاد امت انجام گرفت، ولى در باره عثمان اعتقاد دارند كه وى به دليل كارهايش و هم چنين&nbsp;عائشه&nbsp;و&nbsp;طلحه&nbsp;و&nbsp;زبير&nbsp;كافرند، سليمان به رافضه هم طعن ميزد كه به تقيه و بداء قائلند&nbsp;[۵۶]
بتريه يا ابتريه
كه گاهى آنها را صالحيه نيز مي نامند، پيروان حسن بن صالح بن حسن و كثير النوى معروف به ابتر، كه آنها را به جهت انتساب به حسن بن صالح، صالحيه و به دليل پيروى از كثير ابتر، بتريه يا ابتريه گويند، اينها در مذهب و قول به امامت با سليمانيه متفقند اما در باره عثمان از اظهار نطر خوددارى كردند كه آيا وى مؤمن است يا كافر، اما على را افضل مردم پس از پيامبر صلی الله علیه و آله ميدانستند.
اينان در اصول به رأ ى&nbsp;معتزله&nbsp;و در فروع به مذهب&nbsp;ابوحنيفه&nbsp;و در برخى مسائل پيرو&nbsp;شافعى&nbsp;و شيعه امامى هستند، و رجعت اموات را به دنيا انكار كرده اند&nbsp;[۵۷]
بغدادى نوشته است كه اينان نزد عامه و اهل سنت بهترين اصناف زيديه هستند، و آنها را از ضعفاء فرق زيديه دانسته اند&nbsp;[۵۸].
نعيميه
پيروان نعيم بن يمان كه گمان دارند على مستحق امامت بود ولى خلافت ابوبكر و عمر هم بر خطا نبود و امت در اين مورد خطا نكردند اما در اينكه ترك افضل نمودند خطاكارند، اينان از عثمان تبرى جسته و او را كافر ميدانند&nbsp;[۵۹]
صباحيه
از ياران صباح المزنى كه از ابوبكر و عمر تبرى جستند و به رجعت نيز عقيده داشتند&nbsp;[۶۰]
يعقوبيه
پيروان يعقوب بن عدى كوفى كه منكر رجعت هستند و از كسانى كه اعتقاد به رجعت دارند بيزارى جسته اند و ابوبكر و عمر را به امامت قبول دارند&nbsp;[۶۱]
عجليه
پيروان هارون بن سعيد عجلى هستند و آنها را نيز از ضعفاء زيديه به شمار آورده اند.
مغيريه
پيروان مغيرة بن سعيد كه پس از محمد بن عبدالله بن حسن قائل به امامى ديگر نيستند، ولى مغيره را امام ميدانستند و گفتند امامت از آل على علیه السلام پس از ابوجعفر محمد بن على علیه السلام خارج شد و به مغيره رسيد و ديگر امامى نيست تا محمد بن عبدالله بن حسن كه زنده است خروج كند و او مهدى است، بعدها مغيريه به نبوت مغيره اعتقاد پيدا كردند، مغيره مدعى زنده كردن مردگان بود و به تناسخ نيز اعتقاد داشت&nbsp;[۶۲]
مخترعه
كه قائل به امامت على علیه السلام بودند با نص خفى و ابوبكر و عمر را خطاكار ميدانستند ولى تفسيق نميكردند.اينكه آنان را مخترعه ناميده اند از آنجهت است كه اعتقاد داشتند كه خداوند اعراض را در اجسام اختراع ميكند&nbsp;[۶۳]
مطرفيه
پيروان مطرف بن شهاب كه در برخى از مسائل اصولى با زيديه فرق دارند و زيديه آنها را تكفير كرده اند ولى فرقه اى از زيديه شمرده ميشوند&nbsp;[۶۴].
دكينيه
پيروان فضل بن دكين، كه اعتقاداتشان شبيه به مذهب جاروديه است و اختلافى كه با جاروديه دارند اين است كه اينان تنها طلحه و زبير و عايشه را تكفير ميكنند، اما بقيه ء صحابه را به نيكى ياد كرده اند&nbsp;[۶۵]
خشبيه
پيروان خلف بن عبدالصمد، كه چون با چوب و عصا عليه حاكم وقت شوريدند آنها را خشبيه گفته اند، اينها امامت را در اولاد فاطمه شورائى ميدانند&nbsp;[۶۶]
حسينيه
پيروان حسين بن على بن حسن بن حسن بن حسن معروف به صاحب الفخ كه در جائى به نام فخ در شش ميلى مكه خروج كرد و به دست عيسى بن موسى كشته شد و معتقدند كه هركس از آل محمدصلی الله علیه و آله دعوت به الله كند همو امام مفترض الطاعة است اما ائمه را نيز به اين ترتيب ميدانند، على علیه السلام امام حسين، زيد بن على، يحيى بن زيد، عيسى بن زيد، محمد بن عبدالله، و پس از او هركسى كه به طاعت الله مردم را فرا خواند&nbsp;[۶۷]
ادريسيه
پيروان ادريس بن عبدالله بن حسن بن حسن بن على بن ابيطالب علیه السلام مؤسس دولت ادارسه در مغرب و شمال آفريقا كه در 175 ق / 791 م ظهور كردند و دولت ادريسيان را بوجود آوردند.پيروان حسن بن زيد بن حسن بن على علیه السلام كه در 250 ق /864 م در طبرستان خروج كرد.
قاسميه
از ياران قاسم بن ابراهيم طباطبا رسى (متوفى 264 ق ) كه فرزندان وى از جمله، الهادى الى الحق يحيى بن حسين موفق شدند دولت زيديه را در يمن تأ سيس كنند.
غير از اينان فرقه هاى ديگرى نيز مانند: ذكيريه از ياران ذكير به صفوان و ابرقيه از ياران عباد بن ابرق كوفى و مرثيه را ميتوان نام برد&nbsp;[۶۸]
اسماعيليه
بزرگترين فرزند&nbsp;امام صادق&nbsp;علیه السلام اسماعيل نام داشته است، امام صادق علیه السلام به او بسيار علاقه داشت و به او احترام ميگذاشت گرچه از بعضى روايات كه درباره ء وى آمده استفاده ذم وى ميشود ولى علماى شيعه او را بزرگ شمرده اند وشيخ طوسى&nbsp;و را جزء رجال امام صادق و اصحاب وى شمرده است و با توجه به علاقه اى كه امام صادق علیه السلام به او داشته او مردى جليل القدر بوده است و از امام صادق علیه السلام در باره ء امامت او سئوال شد و حضرت نفى كرد&nbsp;[۶۹].
پس از رحلت امام صادق علیه السلام عده اى به امامت اسماعيل باقى ماندند و گفتند پس از او امامى نيست، و برخى هم گفتند اسماعيل هنگام مرگ, پسرش محمد را به عنوان امام معرفى كرده است و يا اينكه امام صادق علیه السلام محمد سبط خود را به عنوان امام معرفى كرده است و اين گروه ها به نام اسماعيليه معروف شدند.
آنها را در بلاد مختلف به نامهاى&nbsp;: باطنيه، تعليميه، ملاحده، سبعيه، حشيشيه، اساسيه و قرامطه نيز معرفى كرده اند كه در جاى خود ذكر خواهند شد.
برخى هم اسماعيليه را همان خطابيه دانسته اند زيرا معتقدند كه ابوالخطاب محمد بن ابى زينب اسدى دخالتتامى در تأ سيس مذهب اسماعيليه داشته است و لذا اسماعيليه خالص را همان خطابيه معرفى كرده اند&nbsp;[۷۰]
دسته اى هم طرفداران ميمون فداح و پسرش عبدالله كه از مردم خوزستان بودند و جزء اصحاب امام صادق علیه السلام بودند ولى بعد در اثر آميزش با ابوالخطاب به مذهب غلو گرائيد و طرفدار اسماعيل و پسرش محمد بن اسماعيل شد و او را مؤسس مذهب اسماعيليه و باطنيه معرفى كرده اند&nbsp;[۷۱]
پس از وفات امام صادق علیه السلام گروهى كه به امامت اسماعيل اعتقاد داشتند به دو فرقه ء اصلى تقسيم شدند:
الف ) اسماعليه خاص&nbsp;كه اعتقاد داشتند به اينكه اسماعيل در زمان پدرش امام بود و غائب شد و او امام هفتم شيعه است و پس از وى امامى نيست و اصطلاحا&nbsp;واقفه&nbsp;نيز ناميده ميشوند زيرا در امامت اسماعيل توقف كردند و گفتند او امام غائب و مهدى است و خروج خواهد كرد.
ب ) اسماعيليه عام&nbsp;كه مرگ اسماعيل را باوركردند و گفتند كه پيش از مرگ فرزند خود محمد را به جانشين خود تعيين كرد و امام هفتم آن طائفه محمد بن اسماعيل است&nbsp;[۷۲]
&nbsp;
دوره های تحول در اسماعیلیه
آمار زيادى از كتب، فرق اسماعيليه را جزء فرق اسلامى و يكى از مذاهب شيعى دانسته اند بهرحال سير تحول و تغييراتى كه در مذهب اسماعيليه پيش آمده را ميتوان به سه دوره ء اصلى تقسيم كرد:
1. دوره ء ائمه ء مستور، كه از زمان محمد بن اسماعيل آغاز ميگردد و از اين جهت اطلاع دقيقى از زندگى محمد و امامان مستور دردست نيست .و در باره ء محمد نوشته اند كه اسماعيليه اختلاف پيدا كردند برخى گفتند كه&nbsp;: او غائب شده و نمرده است و معتقدند كه رجعت خواهد كرد ولى دسته اى هم گفتند كه&nbsp;: محمد مرده است و امامت پس از وى به ديگر ائمه ء مستور ميرسد و اسامى ائمه ء مستور را به اين شرح نوشته اند: محمد بن اسماعيل، احمد، حسين، على،محمد، قائم كه اينان را ائمه ء مستقر نيز خوانده اند&nbsp;[۷۳]&nbsp;در اين دوره امامان مستور بوسيله ء دعاة و حجتهاى خويش با مردم ارتباط داشتند و آنان دعاة خود را به حوزه هاى مختلف حكومت اسلامى گسيل ميداشتند و آنان مردم را به سوى ائمه ء مستور دعوت ميكردند اين دوره از حدود سال 143 ق آغاز شد و تا مدت يك قرن و نيم به طول انجاميد.امامان مستور به دو دسته تقسيم شده اند، امام مستودع كه حق واگذارى امامت به فرزندان و ديگران را ندارد و امام مستقر كه از تمام امتيازات برخوردار است&nbsp;[۷۴]
2. دوره ء دوم، كه از طهور&nbsp;عبيدالله مهدى&nbsp;در مغرب و تشكيل حكومت عبيديه ء، در 297 ق در آنجا آغاز ميشود و نيم قرن بعد يعنى در 356 ق فاطميان، مصر و شام را بر متصرفات خود افزودند و جوهر سردار ايشان مصر را از كف امير صغير اخشيدى بيرون آورد و پس از آن شام جنوبى فتح شد و در 381 ق حلب را مسخر كردند، پايتخت آنان نخست المهديه نزديك تونس بود و سپس به قاهره انتقال يافت فاطميان اسماعيلى تا 567 ق حكومت مقتدرى در مصر داشتند و پس از آن منقرض شدند&nbsp;[۷۵]&nbsp;اسماعيليه و فاطميان در اين دوره به بلاد دور و نزديك به محل خلافت آنان مانند عراق در ايران نيز رفتند حسن صباح در زمان خلافت مستنصر فاطمى از او اجازه گرفت كه به ايران رفته و دعوت آنان را آشكار سازد مستنصر به او اجازه داد و او در 487 ق بر&nbsp;قلعه الموتدست يافت و سالها در آن قسمت به حكومت پرداخت و در 518 ق درگذشت پس از وى يكى از شاگردانش به نام&nbsp;كيا بزرگ&nbsp;به جاى او نشست و خاندان كيا به عنوان باطنيه ء ايران تا برافتادند و در 654 ق زمان حمله هلاكو به قلاع الموت حكومت ميكردند كه با حمله مغولان به آنجا اين سلسله جهانگشاى جوينى، 3/311 - 334).
3. دوره ء سوم، كه از برافتادن فاطميان در مصر و صباحيان در ايران آغاز ميگردد و تا عصر كنونى ميرسد كه در اين دوره اخير اسماعيليه بيش از پيش به شاخه ها و فرق مختلفى تقسيم ميگردد، و در اين دوره اسماعيليه تا كنون نتوانسته اند دولت مستقلى را تشكيل دهند.
عقائد مشترك اسماعيليه
آنان معتقدند كه ذات پروردگار از دائره ء وهم و فكر و عقل برتر است و ما در باره ء وجود و عدم، زنده و مرده، قادر و عاجز، عالم و جاهل، متكلم يا ساكت، بينا و نابينا، شنوا يا كر بودن خداوند نميتوانيم اظهار نظر كنيم چنانكه در باره ء صفات و تعيين حد آنها در باره ء خداوند نفيا و اثباتا نظرى نميتوانيم اظهار كنيم، صدور عقل كل از كلمه امر به طريق ابداع است و صدور موجودات روحانى و جسمانى كه توسط عقل و نفس از امر خداوند به طريق ابداع و انبعاث است، مظهر عقل كل در اين عالم وجود ناقص است .ناطقان همان&nbsp;پيامبران اولوالعزم&nbsp;هستند و شمار آنان هفت است و هر ناطقى را يك وصى است و وصى را امام نامند، ناطق نخستين&nbsp;حضرت آدم&nbsp;بود كه وصى او&nbsp;شيث&nbsp;بود، ناطق دوم&nbsp;نوح&nbsp;و وصى او سام و ناطق سوم&nbsp;ابراهيم&nbsp;و وصى او&nbsp;اسماعيل، ناطق چهارم&nbsp;موسى&nbsp;و وصى او&nbsp;يوشع، ناطق پنجم&nbsp;عيسى&nbsp;و وصى او&nbsp;شمعون، ناطق ششم محمد و وصى او على و ناطق هفتم اسماعيل بن جعفر صادق بود كه قائم است .
ناطق، واضع شريعت جديد و ناسخ شريعت قديم است، اساس يا وصى، عالم به علم تأ ويل شريعت است و وظيفه او بيان اسرار و باطن شريعت ميباشد.آنان معتقد به بهشت و دوزخ جسمانى نيستند، ولى براى مبتديان اين كلمات را به معنى معمول آن تفسير ميكردند.
همه ء فرق اسماعيلى به امامت اسماعيل اعتقاد دارند و معتقدند كه هر امامى بنص امام قبل از خود اين مقام را ميپذيرد و امامان نصا بعد نص انتخاب ميشوند، پيامبر صلی الله علیه و آله على علیه السلام را و او حسن علیه السلام و او حسين علیه السلام و او على بن حسين علیه السلام و او محمد بن على علیه السلام و او جعفر بن محمدعلیه السلام و او اسماعيل را به نص صريح به امامت برگزيدند، زمين در هيچ زمانى خالى از حجت و حى قائم نيست خواه در ظاهر باشد يا در باطن و مستور، و آنكسى كه امام زمانش را نشناسد و يا بيعت امامى در گردنش نباشد در جاهليت مرده است، آنان ابوبكر و عمر و عثمان و بيشتر صحابه را كافر ميدانند&nbsp;[۷۶]
شيوه ء دعوت و درجات آن&nbsp;: در مذهب اسماعيليه براى دعوت شيوه اى خاص رعايت ميشود و مراتب و درجاتى در دعوت داعيان وجود دارد كه بطور خلاصه عبارتند از:&nbsp;1) زرق
يعنى جستجو و تفرس در حال مدعوين است كه آيا قابليت دعوت دارند يا نه .
2) تأ نيس
كه عبارت است از دعوت بر اساس ميل و انس مدعو كه اگر في المثل وى ميل به زهد دارد دعوت بر اساس زهد مدعو پايه گذارى ميشود.
3) تشكيك و تعليق
كه پس از انس مدعو با داعى وظيفه ء داعى ايجاد شك در اركان فكرى مذهب مدعو است .
4) ربط
پس از مرحله ء تشكيك كه مدعو در حيرت فرو ميرود براى يافتن پاسخ به داعى مراجعه ميكند و داعى بايد كه او را بپذيرد و به او قسم دهد كه هرآنچه ميشنود مستور و مخفى نگاهدارد و به او بگويد كه جواب تمام سؤالات تو نزد امام است ولى تا به درجه ء لازم نرسيده اى نميتوانى به نزد امام حاضر شوى .
5 ) تدليس
آن است كه نفس مدعو به هريك از داعيان متمايل شد بايد به نزد او هدايت شود.
6) تأ سيس
ايجاد مقدمات لازم جهت پذيرش ظاهرى مدعو است تا او را به باطن رهبرى كند.
7) خلع
كه اسقاط تمامى اعمال و افعال مذهبى از او است.
8) سلخ
خروج از اعتقادات دينى و اركان دين است .كه در اين مرحله همه ء لذتها بر او مباح ميشود و شريعت براى او تأ ويل ميگردد&nbsp;[۷۷]
مهمترين فرقه هاى اسماعيليه عبارتند از:
باطنيه
كه گويند همه چيز ظاهر و باطنى دارد ظاهر به منزله ء پوست و باطن به منزله ء مغز است، در باره ء پيدايش اين مذهب و فرقه نوشته اند كه عبدالله بن ميمون قداح و محمد بن حسين دندان و جماعتى ديگر كه چهار بچه نام داشتند همراه با ميمون بن ديصاح قداح در زندان عراق بودند، آنان باهم فكرى مذهب باطنيه را ساختند و چون آزاد شدند هريك از آنان را با براى تبليغ فرقه ء خويش به سوئى رهسپار شدند و براى اينكه مذهبشان رونق پذيرد، عقائد خود عقائد طرفداران اسماعيل بن جعفر و محمد بن اسماعيل درآميختند و به تبليغ آن پرداختند، اين گروه را از طريق بدعت گذار در دين اسلام معرفى كرده اند كه منتسب به اسلام هستند&nbsp;[۷۸]
قرامطه
پيروان مردى به نام حمدان بن اشعث قرمط، در باره ء اين فرقه و علت پيدايششان نوشته اند كه هنگاميكه عبدالله بن ميمون قداح از بصره به سلميه گريخت در آنجا با مردى به نام حمدان قرمط آشنا شد كه فردى فرارى بود و حمدان را دعوت به عقيده ء باطنيه ء اسماعيليه كرد و او دعوت را پذيرفت و به سبب هوش و استعدادى كه داشت داعيانى به اطراف كوفه فرستاد، اين فرقه در اواخر قرن سوم هجرى از طرف رئيس اين فرقه شخصى كه&nbsp;صاحب الظهور&nbsp;نام داشت و پنهان بود، دولتى در&nbsp;بحرين&nbsp;كه مركز آن&nbsp;الاحساء&nbsp;بود تأ سيس كردند، قرامطه نه تنها در&nbsp;بين النهرين&nbsp;و&nbsp;خوزستان&nbsp;بلكه در انقلابات بحرين و&nbsp;سوريه&nbsp;و&nbsp;يمن&nbsp;نيز دست داشتند و خطر بزرگى براى خلافت عباسى در بغداد و حتى خلافت&nbsp;فاطميان&nbsp;كه عم عقيده ء آنان در مصر بودند به شمار ميرفتند رهبران آنان بيشتر ايرانى الاصل بودند حمله آنان به حاجيان معروف است و در سال 312 ق ابوطاهر جنابى كه جانشين و پسر ابو سعيد جنابى (گناوه اى ) بود به بصره تاخت و غنيمتهاى فراوان بدست آورد.
اصولا حكومت قرمطيان نوعى جمهورى اشتراكى بود&nbsp;[۷۹]اين فرقه را جنابيه نيز گفته اند&nbsp;[۸۰]
مباركيه
پيروان مبارك غلام آزاد شده ء اسماعيل بن جعفر،&nbsp;شيخ طوسى&nbsp;او را غلام آزاد شده ء اسماعيل بن عبدالله بن عباس دانسته كه از اصحاب امام صادق علیه السلام بود و مردى كوفى الاصل بوده است .عقيده ء آنان با باطنيه يكسان است و اختلاف زيادى با آنان ندارند&nbsp;[۸۱]
ميمونيه
پيروان ميمون قداح و يا پيروان عبدالله بن ميمون قداح اهوازى كه گويند عمل به ظواهر كتاب و سنت حرام است و معاد را انكار ميكنند&nbsp;[۸۲]
شمطيه
پيروان يحيى بن ابى اشمط، كه اعتقاد دارند پس از امام صادق علیه السلام امامت به هر پنج پسر امام يعنى&nbsp;: اسماعيل، محمد، موسى، عبدالله افطح و اسحاق رسيده است&nbsp;[۸۳]
خلفيه


ياران خلف نامى هستند كه از ميمونيه بود و با حمزه خارجى جنگيد، آنان شرط حضور در جنگ را وجود امام و با امام دانند.او پيشواى خوارج كرمان و مكران بود و نام وى مسعود بن قيس بوده است خلف با ميمونيه درقدر، استطاعت، مشيت خدا اختلاف داشت&nbsp;[۸۴]
خلطيه
اينان معتقدند كه آنچه در قرآن و احاديث آمده است از احكامى چون&nbsp;نماز،&nbsp;روزه،&nbsp;زكات،&nbsp;حج&nbsp;و مانند اينها حمل ميشوند بر معانى لغوى و معنائى ديگر ندارند، آنان&nbsp;قيامت&nbsp;و برخى از پيامبران را انكار ميكنند و بر آنها لعنت را واجب ميدانند&nbsp;[۸۵]
برقعيه
ياران محمد بن على برقعى كه اعتقاداتشان مشابه با عقائد خلطيه است، اين چند فرقه جز مباركيه بقيه در شمار شاخه هاى قرامطه هستند&nbsp;[۸۶]
تعليميه
كه در حقيقت نام ديگر اسماعيليه است، آنان را در خراسان به اين نام خوانده اند، تعليميه معتقدند كه عقليات را نميتوان حجت قرار داد و ناچار بايد حقايق را از راه تعليم از امام معصوم آموخت و در هر عصرى بايد امامى معصوم و غير جايز الخطاء باشد كه لغزش نداشته باشد و علومى كه به او ميرسد به ديگران بياموزد&nbsp;[۸۷]
سبعيه
كه از اصول اسماعيليه به شمار ميروند، ايشان را از آن جهت سبعيه گفته اند كه در باب شمار ائمه به هفت دور قائل هستند و امام هفتم را آخر ادوار هفتگانه ميدانند، آنها گويند: انبيائى كه ناطقين به شرايع هستند هفت نفرند: آدم، نوح، ابراهيم، موسى، عيسى، محمد و مهدى و مابين دو رسول هفت كس هستند و اسماعيل بن جعفر از جمله ء اين هفت كس است كه بين محمدصلی الله علیه و آله و مهدى اقامه ء شريعت ميكند.اين فرقه را اسماعيليه ء خالص نيز ميدانند&nbsp;[۸۸]
مهدويه
كه اين فرقه از اصول اسماعيليه به شمار ميرود و از اين فرقه است كه ملوك و سلاطين و خلفا و ائمه ءاسماعيليه برخاسته اند اينان نخست در مغرب و آفريقا و سپس در مصر و شام و حلب و يمن به حكومت و خلافت رسيدند اينان امامان بعد از اسماعيل را محمد، احمد، محمد، تقى، عبدالله رضى، ابوالقاسم عبدالله، محمد مهدى، احمد قائم بامرالله، اسماعيل بن احمد المنصور بقوة الله، مصر بن اسماعيل المعزلدين الله كه در مصر به امامت و خلافت رسيد سلسله ء فاطميان مصر را بوجود آورد، و سلسله ء آنان تا به عاضدلدين الله از فرزندان مستعلى و اولاد نزار ادامه يافت ميدانند&nbsp;[۸۹]اين گروه را نخست عبيداللهيه ميناميدند&nbsp;[۹۰]
مستعلويه
شاخه اى از مهدويه، پيروان ابوالقاسم احمد مستعلى فرزند المستنصر نخست برادرش نزار سپس پسر خود احمد مستعلى را به امامت برگزيد پس از وى مهدويه به دو دسته تقسيم شدند دسته ء اول به امامت مستعلى اعتقاد پيداكردند و به مستعلويه معروف شدند، كه گاهى آنها را مستعليه نيز مينامند، عقائد اين گروه را دعوت قديم مينامند&nbsp;[۹۱]&nbsp;مستعلويه پس از شكست فاطميان به تدريج از مصر به دو كشور يمن و هند مهاجرت كردند و در هند در ايالت گجرات اقامت كردند&nbsp;[۹۲]
نزاريه
شاخه ء ديگرى از مهدويه كه پس از شكست نزار به دست مستعلى و كشته شدنش به امامت وى باقى ماندند و از مصر و شام به يمن و ايران فرار كردند و در&nbsp;الموت&nbsp;به پيشوائى حسن صباح دولت اسماعيليه ء نزارى را تشكيل دادند، برخى از نزاريه معتقد بودند كه نزار كشته نشده بلكه پنهانى به ايران آمد و همو بود كه دولت نزاريه را در جبال طالقان تأ سيس كرد[۹۳]&nbsp;اين فرقه را مسقطيه و سقطيه نيز مينامند.
صباحيه يا حمريه
پيروان حسن بن على بن محمد صباح حميرى كه وى را مؤسس دعوت جديد خوانند در مقابل دعوت قديم كه مربوط به شاخه مستعلويه بود.اين فرقه را از شاخه ء نزاريه نيز ميدانند[۹۴]
ناصريه
پيروان حميدالدين ناصر خسرو قباديانى از دعات بزرگ اسماعيليه در خراسان و طبرستان كه صاحب كتابهاى&nbsp;: وجه دين، دليل المتحيرين و سفرنامه است&nbsp;[۹۵]
ابو سعيديه يا جنابيه
پيروان ابو سعيد حسين گناوه اى و پيروان ابو طاهر فرزند ابو سعيد كه پيروان اين دو گروهى از اعراب بدوى و نبطيان و ايرانيان بودند، ابو سعيد دولتى در احساء بحرين تشكيل داد و سرانجام در 301 ق كشته شد، اعتقادات آنان همان اعتقادات قرامطه است و اين گروه شاخه اى از قرامطه به شمار ميروند[۹۶]
غياثيه
پيروان شخصى به نام غياث كه شاعر و اديب بوده و كتابى در اصول اسماعيليه تأ ليف كرده است و آن را بيان ناميده و در آن معانى وضوء، نماز، روزه و احكام ديگرى را بر روش باطنيه تفسير كرده و گويد مقصود شارع معانى باطنى آنهاست و آنچه عوام الناس فهيمده اند خطاى محض است&nbsp;[۹۷]
خنفريه
پيروان على بن فضل خنفرى داعى اسماعيلى در يمن، اينان گويند خنفرى همه ء محرمات را حلال كرده است و مساجد را خراب كرد و دعوى نبوت نمود&nbsp;[۹۸]
دروزيه
كه در فرقه ء غلاة گذشت&nbsp;[۹۹]
بهره
شاخه اى از اسماعيليه مستعلويه هستند، كه پس از مستعلى بتدريج به يمن و هند رفتند و به پيروى از مستعلى باقى ماندند و به بهره معروف شدند، كلمه ء بهره در زبان گجراتى به معنى بازرگان است.
بعضى هم معتقدند كه بهره يا بوهرا به اسماعيليانى گفته ميشود كه از سرزمينهاى عربى و مصر و يمن به هندوستان كوچيدند و در 460 ق در آنجا سكونت كردند، نخستين پيشواى آنان شخصى به نام عبدالله يمنى بوده است، پس از او محمد على نامى در 532 ق به هند آمد و رهبرى آنان را به عهده گرفت كه مقبره ء وى در كامياى هند زيارتگاه مردم بهره است .
تا 694 ق 1297 م آنان در حمايت مهاراجگان هندوى گجرات قرار داشتند، اما پس از آنكه مهاراجگان زير سلطه ء پادشاهان دهلى در آمدند، بهره ها مورد آزار مسلمانان سنى مذهب گجرات قرار گرفتند.
در سال 946 ق پيشواى اين فرقه يوسف بن سليمان از يمن به هند مهاجرت كرد و در (سد هپور) اقامت كرد، پيشواى ديگر آنان داوود بن عجب شاه است و در 996 ق / 1588 م بهره ءگجرات داوود بن قطب را به پيشوايى برگزيدند ولى بهره ء يمن با او بيعت نكردند و با شخصى به نام سليمان به امامت بيعت نمودند كه خود را جانشين داوود بن عجب شاه ميدانست اين فرقه را سليمانيه ناميدند.
اما داووديه به چند شاخه تقسيم شدند:الف بهره ء علييه، ب&nbsp;: بهره ء ناكوشيه، كه فرقه ء اخير تحت تاثير عقائد هندوان خوردن گوشت را گناه ميشمردند، ج&nbsp;: جعفريه، كه در عهد مظفر شاهى از سال 1407 م تا 1411 م بر گجرات حكومت ميكرد اين شاخه به مذهب سنت و جماعت گرائيدند.
اين فرقه منسوب به جعفر شيرازى هستند كه در قرن 15 ميلادى ميزيسته است، بهره به دو گروه بزرگ شيعه كه تاجرند و سنى كه كشاورز هستند تقسيم ميشوند، برخى از آنان در بندر گجرات و در برمه به تجارت مشغولند و گروه ثروتمندى را تشكيل ميدهند و سنى مذهبند&nbsp;[۱۰۰]
آقا (آغا) خانيه
شاخه اى از نزاريه و از پيروان آقاخان محلاتى هستند كه اكنون در ايران و هند و برخى جاهاى ديگر وجود دارند .
منابع

دائرة المعارف تشیع، مدخل "فرق شیعه" از على رفيعى
سایت&nbsp;http://wiki.ahlolbait.com




]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>امام خامنه ای:سياست امروز،سياست اندلسى كردن ايران است!(علل شکست مسلمانان در آندلس)</title>
<link>https://antifreemason.loxblog.com/امام-خامنه-ایسياست-امروزسياست-اندلسى-كردن-ايران-استعلل-شکست-مسلمانان-در-آندلس</link>
<guid>https://antifreemason.loxblog.com/امام-خامنه-ایسياست-امروزسياست-اندلسى-كردن-ايران-استعلل-شکست-مسلمانان-در-آندلس</guid>

<description><![CDATA[

درسال711.م/92.ق یک دسته از مسلمانان به رهبری طارق بن زیاد که نام وی در کلمه جبل الطارق آمده است ، توانستند بخش اعظم اسپانیا را فتح کنند. اعراب قلمرو جدید خود را در اسپانیا آندلس می گفتند و شهر قرطبه را به پایتختی انتخاب کردند.
حکومت مسلمانان بر آندلس 8 قرن بعد یعنی در سال 1491.م/896.ق منقرض شد.&nbsp;
آندلس شهرتش مدیون کاخ ها، مساجد قدیمی و باغ هایی است که یادگار تمدن اسلامی در دوره حکومت مسلمانان در این سرزمین هستند.
آندلس آن روزها تنها منطقه اروپا بود که اسلام را پذیرفته بودند و این برای اروپاییان دیگر مناطق، جای سوال بود که چگونه می&lrm;توانند مردم آندلس را بشناسند؟؟
شخصی که سال ها در اسپانیا زندگی کرده بود چند نشانه برای مسلمانان داد:
1.&nbsp;دندان های سپید و درخشان(به خاطر مسواک که اروپاییان آن روزها حتی نمی دانستند چیست!؟؟)
2.&nbsp;لباس های سپید و خوشبو...
3.در خانه هایشان اتاقی است که درآن خود را می شویند!
حالا تصور کنید اسلام به اروپایی که حتی از کمترین مظاهر تمدن چون مسواک و حمام بی بهره بوده چه خدماتی کرده! حالا آنها از نظر تکنولوژی کجا و ما کجائیم!؟؟؟&nbsp;(عکسهائی زیبا از آندلس در انتها!)&nbsp;

&nbsp;
برای دیدن عکس ها و متن، لطفا به "ادامه مطلب" بروید
&nbsp;در صورتی که سایت کامل باز نمی شود بر روی &nbsp;antifreemason.loxblog.com&nbsp;کلیک کنید

&nbsp;

درسال711.م/92.ق یک دسته از مسلمانان به رهبری طارق بن زیاد که نام وی در کلمه جبل الطارق آمده است ، توانستند بخش اعظم اسپانیا را فتح کنند. اعراب قلمرو جدید خود را در اسپانیا آندلس می گفتند و شهر قرطبه را به پایتختی انتخاب کردند.
حکومت مسلمانان بر آندلس 8 قرن بعد یعنی در سال 1491.م/896.ق منقرض شد.&nbsp;
آندلس شهرتش مدیون کاخ ها، مساجد قدیمی و باغ هایی است که یادگار تمدن اسلامی در دوره حکومت مسلمانان در این سرزمین هستند.
آندلس آن روزها تنها منطقه اروپا بود که اسلام را پذیرفته بودند و این برای اروپاییان دیگر مناطق، جای سوال بود که چگونه می&lrm;توانند مردم آندلس را بشناسند؟؟
شخصی که سال ها در اسپانیا زندگی کرده بود چند نشانه برای مسلمانان داد:
1.&nbsp;دندان های سپید و درخشان(به خاطر مسواک که اروپاییان آن روزها حتی نمی دانستند چیست!؟؟)
2.&nbsp;لباس های سپید و خوشبو...
3.در خانه هایشان اتاقی است که درآن خود را می شویند!
حالا تصور کنید اسلام به اروپایی که حتی از کمترین مظاهر تمدن چون مسواک و حمام بی بهره بوده چه خدماتی کرده! حالا آنها از نظر تکنولوژی کجا و ما کجائیم!؟؟؟&nbsp;&nbsp;


حکومت مسلمین (آندلس) در اسپانیا&nbsp; چگونه سقوط کرد؟ &nbsp;&nbsp;
مسیحیان اروپائی که در تهاجم نظامی نتوانستند حریف مسلمانان آندلس شوند به تهاجم فرهنگی و حمله به باورهای اعتقادی و اخلاقی مسلمین&nbsp;(جنگ نرم)&nbsp;روی آوردند ؛ برای این کار دست به یک سلسله اقداماتی زدند که به طور خلاصه خدمت شما عرض خواهم کرد:
&nbsp;
پیمان صلح آشتی!&nbsp;(امروز شما بخوانید برقراری رابطه؟!)
قابل توجه مردم و مسئولینی که کشته مرده مذاکره و رابطه با آمریکا و غرب دادن امتیازند و عزت خودشونو با یک لقمه نان عوض میکنند!!
پیمان صلحی با مسلمین منعقد کرده و به موجب آن امتیازاتی از قبیل موارد ذیل به مسیحیان داده شد :
1. آزادی مذهبی
2. آزادی تعلیم و تربیت
3. توسعه روابط بازرگانی
دشمن از این فرصت نهایت استفاده را برد و با جوانان مسلمان ارتباط مستقیم برقرار کرد.
&nbsp;
ماموریت دختران زیبای مسیحی!!
قابل توجه&nbsp;&nbsp;همه!!&nbsp;
مسیحیان&nbsp;(نظر:&nbsp;امروز بخوانید 5+1 یا سازمان ملل یا شورای امنیت!)&nbsp;با استفاده از ماده آزادی تعلیم و تربیت به آموزش جوانان پرداخته و برای آنان تفریگاههایی ترتیب دادند که دختران مسیحی با شعر و شراب از جوانان مسلمان پذیرایی می کردند!
&nbsp;دختران زیبا و طناز اروپایی که در همه جا مأمور دل&zwnj;ربایی از جوانان مسلمان بودند، با دقت هر چه بیشتر ماموریت خود را انجام داده، در نتیجه جوانان تا نیمه&zwnj;های شب در گوشه&zwnj;های مهمان&zwnj;خانه&zwnj;هایی&nbsp;(بخوانید پارتی های شبانه و مختلط!!)&nbsp;&nbsp;که میعادگاه دختران اروپایی بود، به سر می&zwnj;بردند!
نظر:&nbsp;امروزه برای انحراف جوانان از&nbsp; مستقیما از دختران مسیحی استفاده نمی کنند!؟؟بلکه تصاویر آنها را با موجهای ماهواره برامون ارسال میکنند!!
کار دیگشون اینه که&nbsp;دست گذاشته اند دو جا یکی روی غیرت ما !&nbsp;&nbsp;که نابودش کنند تا&nbsp; نه به دین و نه به ناموس و وطنمون تعصبی نداشته باشیم! طوری که اگر کسی غیرت داشته باشد هزار جور متلک میشنود؛ متحجر ، امل ، خشکه مقدس و...
جای دومی که&nbsp;دست گذاشته اند&nbsp;عفت و حجاب&nbsp;نوامیس ماست ، آنها را&nbsp;&nbsp;فریب&nbsp;دادند تا چادر و حجابشان را کنار گذاشته و بیایند به میدان!&nbsp;&nbsp;دوشادوش مردها!! تا به عشوه گری و طنازی توی کوچه خیابونها و محل کار و کسب بپردازند و مردان و جوانان ما را&nbsp;&nbsp;فاسد و گمراه کنند!
&nbsp;
شراب!!
&nbsp;قابل توجه همه بویژه شراب خوارها و مسئولین خوابیده (شاید هم خودشونو به خواب زده اند)!!
یکی از قدم&zwnj;های بزرگی که مسیحیان در اندلس برای اضمحلال مسلمین برداشتند، این بود که&nbsp;مشروبات الکی را رایگان در دسترس جوانان مسلمان قرار دهند.
یکی از کشیشان مسیحی در یک سال تمام انگور&zwnj;های قرطبه (شهری در آندلس) را پیش&zwnj;خرید کرد و همة آنها را شراب ساخت، با خدا پیمان بست که آنها&nbsp;&nbsp;را جز به دانشجویان اسلامی و جوانان ندهد.
&nbsp;شراب خواری که در گذشته در بین زمام&zwnj;داران عیاش به صورت پنهانی انجام می&zwnj;گرفت یک عمل علنی و عمومی گردید&nbsp;و چون فرهنگیان و دانشجویان در این عمل پیش&zwnj;قدم بودند لذا شراب&zwnj;خواری و می&zwnj;گساری نشانة تجدد و منور الفکر بودن گردید، و هر کس از این عمل اجتناب می&zwnj;ورزید، کهنه&zwnj;پرست و خرافی نامیده می&zwnj;شد.
&nbsp;
تغییر ارزشها و پشت کردن به سنتها!
قابل توجه بعضی از جوانها!!
جوانان می&zwnj;گسار و بی&zwnj;بندوبار، روش پدران خود را حقیر شمرده، آنان را نادان، مرتجع و دور از تمدن می&zwnj;خواندند.
&nbsp;
پوشیدن لباس مسیحیان
قابل توجه مد پرستها و راحت طلبها !!
لباس ساده خود را که نشانة صبر و تحمل و کار و فعالیت و کوشش بود، از تن به در کردند&nbsp;و لباس حریر و دیبای اروپاییان یعنی جامة تن&zwnj;پروری را به تن کردند.
&nbsp;
خالی شدن مساجد
قابل توجه مسئولین امور فرهنگی و مذهبی!!
مسجد و مجامع مذهبی در انحصار پیرمردان و پیرزنان درآمد و جوانان را با مسجد و نماز سروکاری نبود.
&nbsp;
راه یافتن تجملات&nbsp;&nbsp;و خوشگذرانی به طبقه حاکم = فساد اقتصادی و حرام خواری
&nbsp;قابل توجه مسئولین ساده زیست که اصلا از تجملات خوششون نمیاد !!
خوش&zwnj;گذرانی و عیاشی شیوع یافت و همچنین رقابت در تجملات زندگی، لباس و مسکن شروع شد تا آنکه عایدات مشروع و معمولی کفاف آنها&nbsp;&nbsp;را نداد، و برانجام آرزوهای آنها&nbsp;&nbsp;قادر نبود و در نتیجه عمّال دولتی برای تأمین هوی و هوس&zwnj;های خود شروع به اخاذی و ارتشا و اختلاس نمودند و بازار فساد اخلاق رواج یافت، طبقات تولید کنندة ثروت یعنی دهقانان و کشاورزان و روستاییان و کارگران و صنعت&zwnj;گران برای تأمین هوس&zwnj;های طبقات ممتاز مجبور بودند بیشتر دست&zwnj;رنج خود را تقدیم نمایند. بدین ترتیب این دسته پس از مدتی فقیر و ناراضی شده و طبقات ممتاز هم بیش از پیش در لجن&zwnj;زار تن&zwnj;پروری، و فسق و فجور و شهوت&zwnj;رانی غوطه&zwnj;ور شدند.
&nbsp;
جنگ داخلی و برادر کشی بخاطر یک دختر مسیحی!!!
بالاخره کار شهوت&zwnj;رانی و پرده&zwnj;دری مخصوصاً در طبقه مأموران بالا گرفت و &laquo;معتصم بن صمادح&raquo; استاندار المریا (یکی از استان&zwnj;های کشور اسلامی اندلس) عاشق دخترکی نصرانی شد و خواست او را با تهدید از پدرش برباید. آن دختر به &laquo;جندل بن حمود&raquo; استاندار اشبیلیه (یکی دیگر از استان&zwnj;های کشور اسلامی اندلس)&nbsp;&nbsp;پناهنده شد جندل هم لشکر فرستاد تا برای این عمل معتصم را سرکوب نمایند.
در نتیجه جنگ بین این دو استاندار اسلامی درگرفت، و او که از مدت&zwnj;ها پیش از طرف زمام&zwnj;داران مسیحی ـ به شرط همکاری با آنان ـ وعدة فرمان&zwnj;فرمایی کلّ اندلس دریافت کرده بود، از زمام&zwnj;داران مسیحی کمک نظامی خواست و زمام&zwnj;داران مسیحی هم که از دیرزمانی به انتظار وقوع جنگ&zwnj;های داخلی در کشور اسلامی اندلس نشسته بودند، فرصت را از دست نداده و عده زیادی از سربازان مسیحی را به یاری این فرمانده نظامی روانه کردند. با سپاهیان خود و ارتش امدادی مسیحیان به معتصم تاخت، او را کشت و قصرش را ویران نمود و به شکرانة این فتح جشن&zwnj;های باشکوهی برپا کرد،
&nbsp;
سکوت&nbsp;&nbsp;و بی تفاوتی مردم و مسئولین
مردم مسلمان و مسئولین کشور اسلامی از این واقایع عبرت نگرفته، در برابر آنها ساکت نشستند.
&nbsp;
خواص&nbsp;&nbsp;بی بصیرت و خائن!
قابل توجه...!! چه گویم که نا گفتنش بهتر است!&nbsp;
بالاخره به &laquo;حصین بن جعفر&raquo; استاندار نیرومند اسلامی و فرمانده لشکر والانس (یکی از استان&zwnj;های بزرگ اندلس) اطلاع رسید که نخست&zwnj;وزیر مشهور به &laquo;ابن ذی النون&raquo; با مسیحیان قرارداد محرمانه&zwnj;ای بسته که به مسلمین و مملکت خود خیانت کند و قلعه&zwnj;های والانس را تسلیم آنان نماید.
حصین پس از شنیدن این خبر به پیش ابن ذی&zwnj;النون رفت تا دربارة آنچه شنیده بود تحقیق نماید و هنگامی که به نزد او رفت دلائلی بر صدق آنچه شنیده بود یافت. وی هنگام ورود دید ابن ذی&zwnj;النون با یکی از کشیشان مسیحی زیرگوشی صحبت می&zwnj;کند، ابن ذی&zwnj;النون که راز خود را کشف شده یافت و انکار را بی&zwnj;فایده دید صریحاً به جنایت خود اعتراف کرد. و گفت:
حصین بن جعفر! من دیده&zwnj;ام که زمداران مسلمان ظالم و ستمگر شده و به درد دل مردم رسیدگی نمی&zwnj;کنند، علاوه بر این مسیحیان، با هفتاد و پنج هزار سرباز آماده، به ما حمله&zwnj;ورند و مسلمین در برابر آنان تاب مقاومت ندارند حصین خشمگین شد و گفت تو می&zwnj;خواهی شرافت و افتخار پدران ما را برباد دهی ، ولی بدان که زمام&zwnj;داران مسیحی به تو جزای خیانت خواهند داد نه جزای خدمت.
اما خشم حصین دیگر سودی نداشت. زیرا &laquo;ابن ذی&zwnj;النون&raquo; خائن قلعه را تسلیم مسحیان کرده بود، و سربازان آنان وارد شهر شده، آنجا را غارت کردند و مرتکب شدیدترین جنایات شدند.
مسلمانان جبون و مرده والانس هم به ناچار دست از زن و بچه خود شسته، پا به فرار گذاردند.
تاریخ می&zwnj;نویسد لشکر مسیحیان در آن هنگام سیزده هزار نفر مردم مسلمان را به جرم دفاع از ناموس خود به خاک و خون کشیدند و سی هزار نفر مسلمان از مرد و زن را به جرم نپذیرفتن دین مسیح از دم شمشیر گذراندند!!!.
مالک بن عبّاد فرمانروای آندلس خواست با لشکر خود به طرف والانس حرکت کند ولی دید قرطبه در خطر است به ناچار در آنجا ماند.
&nbsp;
عاقبت خواص بی بصیرت و اعتماد کننده به مسیحیان(شما بخوانید آمریکا و غرب!!)
ابن ذی&zwnj;النون خائن نیز به جزای خیانت خود رسید زیرا به مجرد ورود &laquo;ایلدقولنس&raquo; زمام&zwnj;دار بزرگ مسیحیان به شهر والانس دستور داد ابن ذی&zwnj;النون خائن را آتش زدند تا مبادا به آنها&nbsp;&nbsp;هم ، خیانت کند.
براق&zwnj; بن عمار افسر خیانت&zwnj;کار اسلامی هم &laquo;جندل بن حمود&raquo; استاندار اشبیلیه را به وعده&zwnj;های دروغین زمام&zwnj;دار مسیحی که وعدة فرمانروایی کل اندلس را به او داده بودند فریب داد و او لشکر خود را حرکت داد و به کمک سربازان مسیحی به مالک بن عبّاد فرمان&zwnj;روای کلّ اندلس حمله&zwnj;ور شدند و از اشبیلیه به طرف قرطبه حرکت نمود ولی سربازان مسیحی به مجرد حرکت جندل از اشبیلیه آنجا را تصرف کردند،
سپس جندل را به قتل رساندند.
سربازان جندل که پس از به قتل رسیدن او، خود را بی&zwnj;فرمانده دیدند به طرف اشبیلیه برگشتند اما سربازان مسیحی اجازه ورود به اشبلیه را به آنها&nbsp;&nbsp;ندادند و اکثر آنها را به کشتند.
&nbsp;
فرمان&rlm;روای بزدل و سقوط آندلس!
مالک بن عباد، فرمان&zwnj;روای کل اندلس هم که یاران خود را از دست داده بود، ناچار به &laquo;سرقطه&raquo; فرار کرد و در آنجا تا آخر عمر با ذلت به سر برد. زمام&zwnj;دار بزرگ مسیحی ـ ایلدقولنس ـ هم بدون هیچ&zwnj;گونه مانعی وارد قصر پادشاهی قرطبه شد و پنجاه دختر زیبا از دختران زمام&zwnj;داران اسلامی و کاخ&zwnj;های آنان را اسلامی را بین افسران خود تقسیم&nbsp;&nbsp;نمود؛ مسجد قرطبه را با خاک یکسان کرد و محلاً آن را برای فحشا و فسق و فجور اختصاص داد. کتاب&zwnj;خانة اسلامی قرطبه را که مشتمل بر بیش از هشتاد هزار جلد کتاب بود فرمان داد تا آتش زدند و چهار هزار نفر از اهالی قرطبه را به قتل رساندند.
&nbsp;
باز هم عاقبت اعتماد کننده به مسیحیان(شما بخوانید آمریکا و غرب!!)
&nbsp;براق بن عمار افسر خائن اسلامی هم به امر &laquo;دوک ونیز&raquo; یکی از زمام&zwnj;داران مسیحی به قتل رسید.
معرفی اجمالی آندلس:

درسال711.م/92.ق یک دسته از مسلمانان به رهبری طارق بن زیاد که نام وی در کلمه جبل الطارق آمده است ، توانستند بخش اعظم اسپانیا را فتح کنند. اعراب قلمرو جدید خود را در اسپانیا آندلس می گفتند و شهر قرطبه را به پایتختی انتخاب کردند.
حکومت مسلمانان بر آندلس 8 قرن بعد یعنی در سال 1491.م/896.ق منقرض شد.
آندلس شهرتش مدیون کاخ ها، مساجد قدیمی و باغ هایی است که یادگار تمدن اسلامی در دوره حکومت مسلمانان در این سرزمین هستند.
سفری کوتاه به آندلس!!
گزارش تصویری:&nbsp;یادگارهای تمدن اسلامی در آندلس

&nbsp;
آندلس یکی از 17 ایالتی است که کشور اسپانیا را تشکیل می&zwnj;دهد. آندلس در جنوب اسپانیا واقع شده و رودخانه گوادالکویر به طول 657 کیلومتر که بین دو رشته کوه سیئنا موره نا و سیئرا نوادا جریان دارد از میان این سرزمین پهناور می&zwnj;گذرد. آندلس شهرتش مدیون کاخ&zwnj;ها، مساجد قدیمی و باغ&zwnj;هایی است که یادگار تمدن اسلامی در دوره حکومت مسلمانان در این سرزمین هستند.
سفری کوتاه به آندلس:
&nbsp;
آندلس

منظره کاخ الحمرا مشهورترین بنای آندلس و شاید سراسر اسپانیا که بر فراز تپه سابیکا در نزدیکی شهر گرانادا واقع شده است. این کاخ قلعه مانند مجموعه&zwnj;ای از کاخ ها و باغ ها را شامل می&zwnj;شود

تصویر بخشی از ستون های کاخ ناصریه در مجموعه الحمرا.

&nbsp;باغ های&zwnj;الحمرا مجموعه ای حیرت&zwnj;آور از سرسبزی و خنکی هوا در منطقه خشک و گرم آندلس محسوب می&zwnj;شوند

منظره زیبای انبوه گل های شقایق در پای درختان بادام در آندلس.

منظره ای از شهر سویا در حاشیه رودخانه گوادالکویر که با 700 هزار جمعیت چهارمین شهر بزرگ اسپانیا است. قدمت بندر سویا به قرن هشتم میلادی باز می&zwnj;گردد

تصویر داخل مزکیتا کوردوبا یا مسجد جامع کوردوبا یادگار دوران تمدن اسلامی&nbsp;

بخشی از کاخ باشکوه الکازار که جواهری در شهر سویا محسوب شده و احداث بنای اولیه آن به سال 712 میلادی باز می گردد

منظره برج خیرالدا که در ابتدا مناره مسجد سویا بود که در اواخر قرن دوازدهم میلادی بنا شده است

تصویر زیبا و بدیع باغ ها و آب نما های کاخ الکازار در شهر سویا

منظره زیبای یکی از ورودی های عمارت و باغ هایی مورییو در شهر سویا

مسجد کوردوبا در مرکز اندلس،

فتوحات اسلام در قرن اول هجری
آسيب شناسى حكومت اسلامى اندلس&nbsp;
از جستجو در متون تاريخى مى&rlm;توان دو عامل را به عنوان آسيب&rlm;هاى جدى و اساسى حكومت اسلامى اندلس برشمرد كه به ترتيب اهميت عبارت است از:&nbsp;1- اختلاف و تفرقه:&nbsp;
يكى از اركان مهم ثبات، امنيت و پيشرفت هر جامعه&rlm;اى، وحدت است . در طول تاريخ، مردمى بر مشكلات و گرفتاريها فايق آمدند كه بر محور اتحاد گرد آمدند . اگر مسلمانان مؤفق شدند برق آسا شبه جزيره ايبرى را فتح كنند، در سايه وحدت بود . از اين رو، خداوند در قرآن كريم به اين نكته اساسى در حيات جامعه دستور داده است: &laquo;واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا&raquo;&nbsp;همگى به ريسمان الهى چنگ زنيد و متفرق نشويد .&nbsp;
2- فساد اخلاقى:&nbsp;
دومين عامل شكست مسلمين در اندلس را مى&rlm;توان روى كار آوردن حاكمان و بسيارى از مردم به بى تقوايى و بى بند و بارى دانست . فراگير شدن فساد در سطح حاكميت و جامعه، آنان را از توجه به صلاح و سلامت و پيشرفت جامعه باز داشت و حميت و غيرت دينى را در آنها از بين برد و آنچه كه برايشان اهميت داشت، قدرت&rlm;طلبى و خوش گذرانى بود . در نتيجه، شهرها يكى پس از ديگرى از تحت&rlm;حكومت آنان خارج گرديد و به تصرف دشمن درآمد . فساد در بين حكمرانان تا بدانجا پيش رفت كه &laquo;معتصم بن صمادح&rlm;&raquo; حاكم &laquo;المريه&rlm;&raquo; عاشق دخترى مسيحى شد و به زور او را از پدرش گرفت و بر سر همين موضوع به جنگ و خون&rlm;ريزى در ميان مسلمانان دست زد .&nbsp;
شنیدنی ها:
مسیحیان اسپانیا ظاهرا با شستشو و حمام رفتن خیلی مخالف بودند شاید چون مسلمانان آنجا خیلی به آن علاقه داشتند و به آن اهمیت می دادند و در همه جا گرمابه ها و حمام های بزرگ ساخته بودند مسیحیان بعد از شکست مسلمانان دستور صادر کردند که " برای اصلاح کردن آداب مربوط به مورها ( مسلمانان اسپانیا ) " کسی از مورها حق ندارند که خودشان یا زنانشان یا کودکانشان یا هیچ شخص دیگر خود را چه در منزل و چه در جای دیگر بشویند و استحمام کنند &nbsp;و تمام گرمابه ها و حمام های آنها باید ویران و خراب شود&nbsp;
&nbsp;
نتیجه&zwnj;گیری
&nbsp;
ضعف و انحطاط جامعه&zwnj;ی اسلامی اندلس و در نهایت، اخراج مسلمانان از این سرزمین پس از هشت قرن (92&zwnj;ـ&zwnj;898ق)، جدا از تفرقه و ضعف حکومت، معلول تهاجم فرهنگی مسیحیان به صورت آهسته و پیوسته بوده است. فساد اخلاقی و عمل نکردن به دستورات دینی از عواقب همین تهاجم فرهنگی بود. عالمان دین نیز در قبال چنین وضعیتی تنها نظاره&zwnj;گر بودند و حتی گاه خود توجیه&zwnj;گر وضع موجود می&zwnj;شدند.
&nbsp;
همان طور که بررسی کردیم، انحطاط فرهنگی و ترویج بی&zwnj;تفاوتی دینی در جامعه&zwnj;ی اسلامی، به خصوص در میان جوانان، از جامعه&zwnj;ی شکوهمند اسلامی، یک جامعه&zwnj;ی بیمار و ضعیف ساخت که توانایی هیچ گونه دفاعی از اعتقادات، باور و فرهنگ خود نداشت. بنابراین آن چیزی را که دشمن به عنوان فرهنگ مطلوب ارائه می&zwnj;داد به راحتی می&zwnj;پذیرفت و این همان مسئله&zwnj;ای است که مقام معظم رهبری به خوبی به آن اشاره کرده&zwnj;اند:
&nbsp;
&laquo;در تهاجم فرهنگى، ملتى را که تحت تهاجم قرار گرفته است، باید به بیمارى که افتاده و خودش کارى نمى&zwnj;تواند بکند، تشبیه کنیم. آن وقت دشمن، آمپولى به او تزریق مى&zwnj;کند و معلوم است آمپولى که دشمن تزریق کند، چیست! این فرق دارد با آن دارو و درمانى که خود شما بروید و آن را با میل، انتخاب و وارد بدنتان کنید. این تهاجم فرهنگى است.&raquo;(1)
&nbsp;
در شرایط کنونی، دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی، با استفاده از همین حربه&zwnj;ی قدیمی خود، یعنی تهاجم فرهنگی، در صدد هستند تا جامعه&zwnj;ی اسلامی را دچار ضعف کرده و بر آن دوباره مسلط شوند و امروزه با اشاعه&zwnj;ی فرهنگ غربی و ترویج و تبلیغ فرهنگ لیبرالیستی، سعی دارند تا جوانان را نسبت به مسائل دینی بی&zwnj;تفاوت کنند و با استفاده از همه&zwnj;ی ترفند&zwnj;ها، در پی ایجاد اندلسی دیگر هستند. همان طور که مقام معظم رهبری در سال 1381 در جمع جوانان و دانشجویان سیستان و بلوچستان فرمودند، سیاست امروز، سیاست اندلسى کردن ایران است.(2) (*)
پیشنهاد
&nbsp;بر&nbsp;اين اساس، اختلاف و فساد اخلاقى مهم&rlm;ترين علل اضمحلال حاكميت مسلمانان در اندلس ارزيابى مى&rlm;گردد .&nbsp;اينك سزاوار است از خود بپرسيم: آيا تاريخ تكرار نمى&rlm;شود; آيا نبايد از تاريخ اندلس عبرت آموخت; مگر غير از اين است كه مؤمن از يك سوراخ دو بار گزيده نمى &rlm;شود؟ چرا بى توجه به نقشه&rlm;هاى دشمن بر طبل اختلاف و تفرقه مى&rlm;كوبيم و از وحدت حول محور رهبرى غافل هستيم; منافع حزبى و گروهى را بر منافع انقلاب و كشور ترجيح مى&rlm;دهيم; چرا در مقابل شبيخون فرهنگى دشمن اقدامى اساسى صورت نمى &rlm;دهيم؟ آيا توطئه دشمن، يك توهم است&rlm;يا اين كه توهم توطئه نيز توطئه دشمن است؟ اختصاص بودجه كلان از سوى دشمن براى نابودى جمهورى اسلامى واقعيت ندارد و يك توهم است؟ افزايش قارچ گونه باندهاى ترويج فحشا، مشروبات الكلى و انواع مواد مخدر در سطح جامعه، بويژه در ميان جوانان از روى نقشه و برنامه ريزى دشمنان نيست؟ القاى شبهات و ايجاد ترديد در بنيان&rlm;هاى اعتقادى براى سست و متزلزل كردن باورهاى دينى مردم بدون طرح از پيش تهيه شده است؟ گسترش برنامه&rlm; هاى ضد اخلاق و عفت از طريق ماهواره، پخش انواع نوار، سى دى و پوستر مبتذل، هدف خاصى را دنبال نمى&rlm;كند؟ چرا از خواب غفلت &rlm;بيدار نمی &rlm;شويم؟&nbsp;چرا گامى اساسى براى حل مشكل و رويارويى با شيطان درون و بيرون بر نمى&rlm;داريم؟ دشمنى كردن در ذات دشمن نهفته است و ذاتى اوست و ذاتى چيزى هرگز از آن جدا نمى&rlm;شود ولى به فرموده امير مؤمنان: &laquo;من نام لم ينم عنه .&raquo; (4)&nbsp;كسى كه از دشمن غفلت&rlm;بورزد، (بداند) كه دشمن از او غافل نخواهد شد .&nbsp;بياييم بر اساس دستور قرآن كريم در تاريخ گذشتگان سير كنيم و از آن عبرت بياموزيم و از آرمانها و اصول انقلاب اسلامى، امام و شهدا پاسدارى نماييم; چرا كه سنت الهى بر اين است:&nbsp;&laquo;ان الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم&rlm;&raquo; (5)&nbsp;همانا خداوند سرنوشت هيچ گروهى را تغيير نمى&rlm;دهد مگر آن كه آنان آنچه را كه در خودشان است تغيير دهند.&nbsp;
&nbsp;


با تشکر از :
گناه شناسی 313fadaii.blog.ir
ماهنامه موعود شماره 80 برگرفته از: مکتب اسلام، سال 18، ش 4.
jamejamonline.ir
khamenei.ir
عبرت نامه اندلس&nbsp;http://andolos.blogfa.com/
http://alborz.ismc.ir/
http://www.borhan.ir/
http://daneshnameh.roshd.ir/
پی نوشت ها&nbsp;
1-&nbsp;بیانات مقام معظم رهبری، در جمع کارگزاران فرهنگی، 21 مرداد 1371.
2-بیانات مقام معظم رهبری&nbsp;در دیدار جوانان سیستان و بلوچستان، 6 اسفند 1381.
3-مصطفى نورانى اردبيلى، بررسى عقايد و اديان، 1386ق، ص 291 .&nbsp;
4-صبحى صالح، پيشين، ص 452، نامه 62 .&nbsp;
&nbsp;
5- رعد/11 .
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بسته شدن حساب کاربری وبلاگ ضد فراماسونری antifreemason توسط Instagram</title>
<link>https://antifreemason.loxblog.com/بسته-شدن-حساب-کاربری-وبلاگ-ضد-فراماسونری-antifreemason-توسط-instagram</link>
<guid>https://antifreemason.loxblog.com/بسته-شدن-حساب-کاربری-وبلاگ-ضد-فراماسونری-antifreemason-توسط-instagram</guid>

<description><![CDATA[
بسته شدن و حذف حساب کاربری پر بیننده ترین وبلاگ فارسی زبان ضد فراماسونری توسط&nbsp;Instagram
&nbsp;

&nbsp;
مطالب مرتبط :
حمله هکری صیهونیسم ها به سایت ها و وبلاگ های antifreemason
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>گشت ارشاد در آمریکا...</title>
<link>https://antifreemason.loxblog.com/گشت-ارشاد-در-آمریکا</link>
<guid>https://antifreemason.loxblog.com/گشت-ارشاد-در-آمریکا</guid>

<description><![CDATA[

امر به معروف و نهی از منکر آمریکایی...
وضعیتی که در حال حاضر از لحاظ فرهنگی در آمریکا مشاهده می&zwnj;شود، وضعیتی نیست که در گذشته نیز این گونه بوده باشد. جهودان صهیونیست به مرور و مرحله به مرحله یک چنین وضعیتی را در آمریکا ایجاد کرده&zwnj;اند. این مطلبی است که بسیاری از آمریکایی&zwnj;ها به آن اشاره می&zwnj;نمایند. بعضی از آمریکایی&zwnj;ها مسیحی در توضیح این مطلب این گونه اظهار می&zwnj;دارند که ما در گذشته با فساد مبارزه می&zwnj;کردیم، با روابط نامشروع و فرزند نامشروع داشتن، مخالف بودیم نه تنها با حضور زنان نیمه عریان در جامعه بلکه با چهره&zwnj;های توالت کرده&zwnj;ی زنان در بیرون از خانه، مخالفت می&zwnj;کردیم، با روابط همجنس بازی به شدت مبارزه می&zwnj;کردیم با استفاده از مشروبات الکلی مقابله می&zwnj;کردیم، و ... ولی از آنجا که جهودان تصمیم داشتند تا از ما حیواناتی بسازند و بر گُرده آن حیوانات سوار شوند، و به هر سمت و سویی که اهداف شیطانی محقق می&zwnj;شود آن را حیوانات بکِشَند و بِبَرند و در پایان آنها را کاملاً تباه سازند به مرور، ما را ( یعنی آمریکایی&zwnj;ها و غربی&zwnj;ها را ) به یک چنین وضعیتی که مشاهده می&zwnj;کنید، کشاندند و در یک چنین جایگاهی قرار دادند و آنها تصمیم دارند تا تمام جوامع بشری را به یک چنین وضعیتی بِکِشند و در تحقق این مقوله به شدت تلاش داشته و دارند....
برای دیدن عکس ها و متن، لطفا به "ادامه مطلب" بروید
&nbsp;در صورتی که سایت کامل باز نمی شود بر روی &nbsp;antifreemason.loxblog.com&nbsp;کلیک کنید
&nbsp;

آنتونی کامستاک
قانون کامستاک
در سال 1873 میلادی، کنگره امریکا قانونی را وضع کرد؛ تحت عنوان " Comstock act" قانون کامستاک؛ که البته علت این که نام کامستاک را برای این قانون انتخاب کردند؛ به خاطر یک فرد به قول آمریکائی&zwnj;ها، مبارز فساد آمریکایی بود به نام " Comstock Anthony "این "آنتونی کامستاک" بر اساس اسناد تاریخی امریکا، حداقل 160 تُن، مطالب فاسد را، در امریکا جمع&zwnj; آوری کرده بود و نابود کرده بود. حداقل 2500 نفر از افراد فاسد آمریکایی را، همین "آنتونی کامستاک" دستگیر کرده بود و تحویل مقامات ذی&zwnj;ربط داده بود.
در آمریکا نیز افرادی با فساد مبارزه می&zwnj;نمودند و امر به معروف و نهی از منکر از نوع مسیحی آن می&zwnj;کردند، نقشی را که "آنتونی کامستاک" ایفا می&zwnj;نمود در راستای مبارزه با فساد و امر به معروف و نهی از منکر &ndash; از نوع مسیحی- آمریکایی آن بوده است. " آنتونی کامستاک ،&nbsp;Comstock Anthony&nbsp;"حداقل 2500 نفر از افراد فاسد &ndash; حتی بعضی از فعالان سیاسی آمریکا &ndash; را در آمریکا دستگیر کرد و به مقامات ذیربط تحویل داد! همچنین وی حداقل 160 تن مطالب فاسد را جمع آوری و امحاء نمود لذا کنگره آمریکا قانون کامستاک را به نام آنتونی کامستاک نام نهاد. این قانون برای برخورد با فساد جامعه و فاسد فرهنگی جامعه آمریکا وضع شده بود که بر اساس این قانون یک فرد حتی حق نداشت تا یک مطلب فاسد را برای یک فرد دیگر ارسال نماید!
&nbsp;
گشت ارشاد
آمریکا به مرور زمان و مرحله به مرحله با تلاش افراد فاسد در راستای اشاعه ناهنجاری&zwnj;ها و فساد به صورت فعلی در آمده است. بعضی از افراد در آمریکا این گونه اظهار می&zwnj;داشتند که هر چند مقابله با افراد فاسد که از ترفندهای گوناگون برای اشاعه فساد استفاده می&zwnj;کنند، بسیار مشکل است ولی ما باید با ناهنجاری&zwnj;ها و فساد &ndash; در زمینه&zwnj;های مختلف &ndash; مبارزه کنیم در غیر این صورت، جامعه در فساد غوطه&zwnj;ور می&zwnj;شود و نهایتاً نابود خواهد شد. از این رو نه تنها بعضی افراد در جامعه به سبک و روش خود با فساد مبارزه می&zwnj;کردند و امر به معروف و نهی از منکر می&zwnj;کردند و همچنین نقش گشت ارشاد را ایفا می&zwnj;نمودند، بلکه کنگره آمریکا در صدد برخورد شدید با ناهنجاری&zwnj;های فرهنگی بر می&zwnj;آمد. امروز زن&zwnj;هایی را در خیابان&zwnj;های تهران و سایر شهرها می&zwnj;بینیم که اگر یک زمان، زن&zwnj;های آمریکایی- نه در خیابان&zwnj;های آمریکا بلکه در کنار دریا و به قصد شنا کردن- با چنین وضعیتی ظاهر می&zwnj;شدند، دستگیر، بازداشت و محاکمه می&zwnj;گردیدند

به عنوان مثال یک زن جهود فاسد به نام آنِت کِلِرمَن که از استرالیا به آمریکا آُمده بود این گونه تبلیغ می&zwnj;کرد که زن&zwnj;ها باید لباس چسبان به تن کنند و در جامعه ظاهر شوند و در این رابطه خود او نیز یک چنین لباسی را طراحی و تولید کرد و نام خود را نیز بر آن نهاد ( همانند هم کیش خود کلوین کلاین جهود صهیونیست که تقریباً 90 سال بعد از آنت کلرمن، شلوارهای آویزان و .. را تبلیغ و اشاعه نمود.)
&nbsp;
&nbsp;

آنت کلرمن&nbsp;
در سال 1907 میلادی، آنت کلرمن به ساحل ریوی یر در شهر بوستون در ایالت ماساچوست رفت و لباس چسبان یک تکه&zwnj;ای را به قصد شنا کردن، پوشید، وی به علت ظاهر شدن در جامعه با یک چنین وضعیتی دستگیر شد&nbsp; و محاکمه گردید، البته بعضی از آمریکایی&zwnj;ها اظهار می&zwnj;داشتند که این زن فاسد به لباس&zwnj;های چسبان قانع نمی&zwnj;باشد بلکه به دنبال عریان نموند زن&zwnj;های آمریکایی و غربی است. ولی در آن زمان به بهانه شنا کردن، با یک چنین وضعی به کنار دریا رفته است. اساساً این زن، در راستای پروتکل&zwnj;های جهودان صهیونیست، سعی داشت تا جامعه را به فساد بکشد، ولی در دادگاه برای خلاص شدن از محکمه اظهار داشت که اگر در مواقع مسابقات شنا، لباس چسبان به تن نکند، نمی&zwnj;تواند در مسابقات پیروز شود. به هر صورت 9 سال بعد از این دستگیری، یعنی سال 1916 او در یک فیلم به نام ( A daughter Of the Gods ) که در جزیره جامائیکا فیلم برداری شد، به صورت عریان ظاهر شد. زیرا به فساد کشیدن جامعه بشری، برای جهودان صهیونیسم یک اصل است! نکته قابل توجه اینکه افراد فاسد این گونه زنان را &laquo; زنان آزاد شده&raquo; (A Liberated Wonen &nbsp;) می&zwnj;خوانند. آنها نام " آزادی" را بر &laquo; هرزگی&zwnj;ها، برهنگی&zwnj;ها و عنان گسیختگی&zwnj;ها &raquo; نهادند! و مردانی که زنان خود را در جامعه، در معرض نمایش گذاشتند، متمدن نامیدند! بعضی از آمریکایی&zwnj;ها و انگلیسی&zwnj;ها وقتی از زن&zwnj;های فاسد آمریکایی نام می&zwnj;برند اظهار می&zwnj;دارند که کلنگ تمام این قضایا را " آنت کلرمن" به زمین زد و او بود که باعث شد تا امروزه، زن&zwnj;ها رقاصه، خوانندگان فاسد و غیر آمریکایی این گونه در صحنه&zwnj;های مختلف ( مستهجن و فاسد) ظاهر شوند. لذا زنان فاسد، مدیون "آنت کلرمن" می&zwnj;باشند.

آنت کلرمن در فیلم A daughter Of the Gods&nbsp;

آنت کلرمن در فیلم A daughter Of the Gods&nbsp;
&nbsp;
آنت کلرمن در فیلم A daughter Of the Gods&nbsp;
&nbsp;واقعیتی به نام گشت ارشاد آمریکایی
افراد فاسد آمریکایی و .. سعی داشتند تا فاسد را به بیشترین حد برسانند لذا به لباس&zwnj;های تنگ اکتفا نکردند، بلکه با فشاری که به مسئولین و افراد ذیربط وارد ساختند، پوشش زنان با دامن&zwnj;های کوتاه، رواح یافت. ولی آن زمان هم، کوتاهی دامن &ndash; اینکه تا چه حد از غوزک پا بالاتر باشد &ndash; مطرح بود. به عنوان مثال در آلمان، اگر زنی با دامن گشادی در جامعه ظاهر می&zwnj;شد که دامن او از یک خاصی بالاتر از غوزک پا بود، با او برخورد می&zwnj;کردند.
با ترفندهای گوناگون که افراد فاسد به کار می&zwnj;بردند، به مرور و مرحله به مرحله و ملیمتر به میلیمتر، دامن&zwnj;ها کوتاه و کوتاه&zwnj;تر شدند. در آن زمان نیز اگر زنی به قصد شنا کردن به دریا می&zwnj;رفت، حق نداشت که با یک پوشش دو تکه ظاهر شود، بلکه باید یک لباس یک تکه را به تن می&zwnj;کرد و دامن او نیز حداکثر می&zwnj;توانست تا 15 سانتی&zwnj;متر ( 6 اینچ) بالاتر از زانویش باشد. در غیر این صورت گشت ارشاد که آنها را &laquo;پاسداران اصول اخلاقی&raquo; می&zwnj;نامیدند، با آنها برخورد می&zwnj;کردند بر این اساس بود که گشت ارشاد با متری که در دست داشتند به کنار دریا می&zwnj;رفتند و افرادی را که فکر می&zwnj;کردند شاید دامن&zwnj;هایشان بیش از 15 سانتی&zwnj;متر از زانوهایشان بالاتر&nbsp; است، اندازه می&zwnj;گرفتند و در صورت تخلف دستگیر می&zwnj;نمودند.
البته اگر آنها با یک چنین وضعیتی در خیابان&zwnj;های آمریکا ظاهر می&zwnj;شدند سریعاً دستگیر می&zwnj;گردیدند و دیگر لازم به اندازه&zwnj;گیری دامن نبود. در این گونه موارد، کامیون می&zwnj;آورند و آنها را با همان کامیون&zwnj;هایی که افراد خلافکار و جانی را حمل می&zwnj;کردند آن زنان را نیز به بازداشتگاه منتقل می&zwnj;ساختند.
لذا در مواردی که پاسداران اصول اخلاقی آمریکا در سواحل دریا ، آن دسته از زنان را که مشخص بود وضعیت پوشش دامن آنها از حد مجاز فراتر رفته است بدون اندازه&zwnj;گیری و جر و بحث به صورت دسته&zwnj;ای دستگیر و بازداشت می&zwnj;نمودند. این قضایا به مرور زمان و مرحله به مرحله &ndash; با فشاری که افراد فاسد بر مسئولین آمریکا وارد کردند و با ترفندهایی مختلفی که افراد فاسد به کار گرفتند &ndash; کم رنگ شد و بعد کاملاً محو گردید.
همانگونه که قبلا نیز ذکر شد جهودان صهیونیست به تدریج کاملاً وضعیت پوشش زنان را تغییر دادند و در حال حاضر نیز (ایستگاه&zwnj;های ایست و بازرسی) در آمریکا وجود دارد ولی مأمورین به دنبال این می&zwnj;باشند که راننده مست نباشد و از مواد مخدر استفاده نکرده باشد و مواردی از این قبیل.
&nbsp;

اندازه گیری فاصله زانو تا مایو شنای یک زن جوان سال 1922

بر اساس قانون ، این فاصله نمیبایست بیشتر از پانزده سانتیمتر باشد
در تصویر بیل نورتون افسر پلیس در ساحل واشنگتن در حال اندازه گیری است




شیکاگو، ۱۹۲۲- پلیس در حال دستگیری چندین زن که &laquo;پوشش مناسب ساحل&raquo; به تن نداشتند


کلوین کلاین&nbsp;CALVIN KLEIN


نمونه ای از محصولات جهانی تولید شده توسط کمپانی&nbsp;کلوین کلاین&nbsp;CALVIN KLEIN
&nbsp;

&nbsp;CALVIN KLEIN JEWELRY&nbsp;

&nbsp;CALVIN KLEIN SHOES&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;Calvin Klein Clothing for Women

Calvin Klein euphoria&nbsp;

Calvin Klein Lasbooke

&nbsp;Coach Or Calvin Klein&nbsp;

&nbsp; Calvin Klein&nbsp;

A Calvin Klein in the&nbsp;store&nbsp;

Mobile iPhone Calvin Klein&nbsp;

glasses Calvin Klein&nbsp;

Calvin Klein &amp;&nbsp;Justin Bieber Underwear&nbsp;

Justin Bieber strips off for new Calvin Klein ads&nbsp;

&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
Justin Bieber &amp; Calvin Klein&nbsp;
پیشنهاد تیم مدیریتی وبلاگ &nbsp; antifreemason.loxblog.com
خرید کتاب زیبای گشت ارشاد در آمریکا

لینک خرید اینترنتی کتاب&nbsp;گشت ارشاد در آمریکا
با تشکر از وبسایت و وبلاگ های
1-&nbsp;ba30rati.blog.ir
2-&nbsp;shabnamha.ir
3- mehdiyaghoubi1.blogspot.com&nbsp;
4- nashrportal.ir&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>در کانال رسمی آنتی فراماسون در تلگرام عضو شوید + لینک</title>
<link>https://antifreemason.loxblog.com/در-کانال-رسمی-آنتی-فراماسون-در-تلگرام-عضو-شوید--لینک</link>
<guid>https://antifreemason.loxblog.com/در-کانال-رسمی-آنتی-فراماسون-در-تلگرام-عضو-شوید--لینک</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;
اگر نرم افزار تلگرام را بر روی گوشی های تلفن همراه یا سیستم خود دارید می توانید در کانال آنتی فراماسون عضو شده و گلچینی از بهترین مطالب جذاب و مفید را دریافت کنید.برای عضویت بر لینک زیر کلیک کنید:https://telegram.me/antifreemasonاین صفحه، کانال رسمی وبلاگ آنتی فراماسون است و می توانید نسبت به اشتراک لینک گروه با سایر دوستان خود نیز اقدام نموده و آنها را به عضویت در کانال آنتی فراماسون دعوت نمایید.توجه:لطفا دقت داشته باشید که تلگرام شما در تلفن همراه یا نسخه دسکتاپ (تحت ویندوز) حتما بروزرسانی شده به آخرین نسخه ی این نرم افزار باشد تا بتوانید عضو کانال تلگرام شوید.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>از فرزندان نا مشروع آمریکایی چه میدانید ؟؟؟</title>
<link>https://antifreemason.loxblog.com/از-فرزندان-نا-مشروع-آمریکایی-چه-میدانید</link>
<guid>https://antifreemason.loxblog.com/از-فرزندان-نا-مشروع-آمریکایی-چه-میدانید</guid>

<description><![CDATA[
حدود41 درصد فرزندان متولد در ایالات متحده آمریکا نامشروع &nbsp;(births to unmarried women) هستند.
یعنی فقط مادر دارند! در موارد کمی هم فقط پدر...



حدود 41 درصد فرزندان متولد در ایالات متحده آمریکا نامشروع
(births to unmarried women) هستند.
یعنی فقط مادر دارند! در موارد کمی هم فقط پدر...
&nbsp;
بچه&zwnj;هایی که نطفه شان در رابطه هایی دوستی ایجاد شده... یا در مهمانی ها و خوشگذرانی ها بعد از مستی...(بدون وجود هیچ گونه ازدواج)
و طرف می گذارد می رود. دختر می ماند و بچه درون شکمش...
دخترهایی با سن پایین با فرزند بدون شوهر!
نرخ بسیار بالای 41 درصد نشان از فاجعه دارد!
&nbsp;

چون خانواده های آمریکایی اعتقادی به فرزند کمتر ندارند و معمولا بین سه تا پنج حتی شش فرزند دارند. متوسط تعداد فرزندان یک خانواده در آمریکا 3.13 فرزند می باشد. و 41 درصد از کل متولدان آمریکا رقم بسیار بسیار بالایی است!
&nbsp;
این رقم جدا از فرزندانی است که پدر و مادرشان از هم جدا شده یا طلاق گرفته اند! فقط فرزندانی که بدون وقوع هیچ ازدواجی به دنیا آمده اند!
اینجا خیلی راحت می توان به فلسفه حرمت الکل و وجوب حجاب و عفاف پی برد.
&nbsp;
جالب است که ایرانی های غیر مذهبی ای اینجا هستند که با دیدن این اوضاع لب به الکل نمی زنند....منبع این آمار را می توانید با جستجوی کلید واژه هایی چون
Birth Unmarried
Non marital Child
و لینک های زیر مشاهده نمایید:
http://www.cdc.gov/nchs/fastats/unmarried-childbearing.htm
http://www.cdc.gov/nchs/data/databriefs/db162.htm
&nbsp;


&nbsp;با تشکر از&nbsp;صرفاجهت اطلاع

&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>؟ why iranian girls are beautiful</title>
<link>https://antifreemason.loxblog.com/why-iranian-girls-are-beautiful</link>
<guid>https://antifreemason.loxblog.com/why-iranian-girls-are-beautiful</guid>

<description><![CDATA[
مدتی پیش یکی از صحبت های مورد بحث استاد رائفی پور در مورد این جمله بود :
؟why iranian girls are beautiful
ما هم دیدیم مرتبط هست با موضوعات مورد بحثمون و نتایج این جمله رو از سایت گوگل گرفتیم و با توجه به اینکه خیلی از عکس ها مشکل داشتند مجبور به ساسنور کوچکی بر روی عکس ها اقدام نموده ایم.
پیشاپیش بخاطر به تصویر کشیدن این عکس ها عذرخواهی می کنیم...

ضمنا لینک دانلود یک کلیپ التقاطی از استاد عزیزم دکتر حسن عباسی و استاد رائفی پور ،تقدیم به همه دوستان عزیز :
لینک دانلود مستقیم
و در آخر منتظر نظرات گرمتان هستیم...&nbsp;
برای دیدن عکس ها و متن، لطفا به "ادامه مطلب" بروید
&nbsp;در صورتی که سایت کامل باز نمی شود بر روی &nbsp;antifreemason.loxblog.com&nbsp;کلیک کنید
مدتی پیش یکی از صحبت های مورد بحث استاد رائفی پور در مورد این جمله بود :
؟why iranian girls are beautiful
ما هم دیدیم مرتبط هست با موضوعات مورد بحثمون و نتایج این جمله رو از سایت گوگل گرفتیم و با توجه به اینکه خیلی از عکس ها مشکل داشتند مجبور به ساسنور کوچکی بر روی عکس ها اقدام نموده ایم.
پیشاپیش بخاطر به تصویر کشیدن این عکس ها عذرخواهی می کنیم...
&nbsp;ضمنا لینک دانلود یک کلیپ التقاطی از استاد عزیزم دکتر حسن عباسی و استاد رائفی پور ،تقدیم به همه دوستان عزیز :
لینک دانلود مستقیم
&nbsp;
پاسخ از شما ....
&nbsp;نتیجه جستجو صفحه اول

نتیجه جستجو صفحه دوم
&nbsp;
نتیجه جستجو صفحه سوم
&nbsp;
نتیجه جستجو صفحه چهارم
&nbsp;&nbsp;
نتیجه جستجو صفحه پنجم

نتیجه جستجو صفحه ششم
&nbsp;
نتیجه جستجو صفحه هفتم

نتیجه جستجو صفحه هشتم
&nbsp;
&nbsp;
مطالب مرتبط :
پسران دخترنما/ حکم خداوند براي مردان زن نما چيست؟+عکس
برهنگی کامل گلشیفته فراهانی، آخرین سکانس شهرت&zwnj;طلبی؟! + عکس
حجاب و عفّت در آیین مسیحیت...
خرید و فروش پسران و دختران در جوامع سکولاریسم...
پسران دختر نما و دختران پسر نما....
کارنوال سالانه سکسی همجسنگران در تل آویو اسرائیل 2014 + عکس
تظاهرات های فوتوشاپی و سوتی گروهک منافقین + عکس
جشن هالووین یا جشن پرستش شیطان ؟ +عکس
حرکت زشت مرد صهیونیستی در مقابل زن مسلمان+ عکس]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ستاره ی شباهنگ جایگاه اصلی ترین خدایان در تمدن های باستانی و ادیان الهی...</title>
<link>https://antifreemason.loxblog.com/ستاره-ی-شباهنگ-جایگاه-اصلی-ترین-خدایان-در-تمدن-های-باستانی-و-ادیان-الهی</link>
<guid>https://antifreemason.loxblog.com/ستاره-ی-شباهنگ-جایگاه-اصلی-ترین-خدایان-در-تمدن-های-باستانی-و-ادیان-الهی</guid>

<description><![CDATA[
و اما تاریخ آشنایی نوع انسان با این ستاره از کجا بوده و چطور این ستاره باعث انحراف نسل بشر به سمت شرک ، بت پرستی و شیطان شده است؟ دراینجا برای اینکه حرف سندیت داشته باشد از روایات و حدس و گمان استفاده نمی کنیم بلکه به چیزهای مستندی که وجود دارد می پردازیم.
&nbsp;
ستاره ی صبح ، شباهنگ ، سیریوس ، شعری&nbsp;
این ستاره عجیب که به خاطر درخشندگی فوق العاده&rlm;اش پادشاه ستارگان نامیده می&rlm;شود، دارای شگفتی&zwnj;هایی است که به بعضی از آنها اشاره می&rlm;شود :ا) طبق تحقیقاتی که در رصدخانه&rlm;های معروف دنیا به عمل آمده حرارت عظیمی که در سطح شعری حکم فرماست تا 120 هزار درجه سانتیگراد برآورد شده، در حالی که حرارت سطح کره خورشید ما را فقط 6500 درجه می&rlm;دانند و این تفاوت عظیم گرمای ستاره شعری را نسبت به خورشید نشان می&rlm;دهد.ب) جرم مخصوص این ستاره در حدود 50 هزار مرتبه از آب سنگین&rlm;تر است یعنی وزن یک لیتر آب در آنجا معادل 50 تن در کره زمین خواهد بود!، حال آنکه در میان سیارات منظومه شمسی ما" عطارد" که از همه سنگین تر است جرم مخصوصش 6 برابر آب بیشتر نیست.با این توصیف باید دید که این ستاره شگفت&rlm; انگیز از چه عنصری تشکیل یافته که این همه فشرده است؟ج) ستاره شعری که در قرن ما در فصل زمستان ظاهر می&rlm;شود، در عصر منجمین قدیم مصر ظهور این کوکب با آغاز تابستان مقارن بوده، کره بسیار عظیمی است که حجم آن 20 برابر کره آفتاب است، و فاصله آن از ما، نسبت به فاصله خورشید از زمین فوق العاده زیاد است، به طوری که این فاصله را یک میلیون برابر فاصله آفتاب برآورد کرده&rlm; اند!می&rlm;دانیم سرعت سیر نور در ثانیه 300 هزار کیلومتر است، و نور آفتاب ظرف 8 دقیقه و 13 ثانیه به ما می&rlm;رسد، در حالی که فاصله آن از ماه 15 میلیون کیلومتر است، اما اگر تعجب نکنید نخستین شعاع کره شعری پس از حدود 10 سال به ما می&rlm;رسد! حال محاسبه کنید که فاصله&rlm;اش چه اندازه است؟د) شعرای یمانی ستاره&rlm;ای همراه دارد که از ستارگان مرموز آسمان است، اولین بار دانشمندی به نام" بسل" به وجود آن پی برد و این در سال 1844 میلادی بود، اما در سال 1862 با تلسکوپ مشاهده شده، دوره گردش ستاره همراه به دور ستاره اصلی 50 سال است! &nbsp;اینها همه نشان می&rlm;دهد که تعبیرات قرآن تا چه اندازه پر معنی است، و در کوچکترین تعبیراتش حقایقی نهفته شده که اگر در روز نزولش کاملا مشخص نبوده با گذشت زمان روشن شده است.

و اما تاریخ آشنایی نوع انسان با این ستاره از کجا بوده و چطور این ستاره باعث انحراف نسل بشر به سمت شرک ، بت پرستی و شیطان پرستی شده است؟ دراینجا برای اینکه حرف سندیت داشته باشد از روایات و حدس و گمان استفاده نمی کنیم بلکه به چیزهای مستندی که وجود دارد می پردازیم.تمدن&nbsp;بین النهریناولین آشنایی انسان با ستاره شعرا که بصورت مکتوب وجود دارد مربوط است به دوره تمدن سومر که قدمتی بین پنج تا هفت هزار سال قبل دارد. این تمدن در اوج شکوفایی بطور عجیبی یکدفعه و بدون هیچ اثری نابود شده است و محققان و باستان شناسان هنوز موفق به پیدا کردن دلیلی برای توضیح نابودی این تمدن پیدا نکرده اند. در کتیبه ها و آثاری که از دوران آنها باقی مانده است ، اشارات زیادی به آیین ها و اعتقاداتشان شده است و طرز تفکر آنها نسبت به خدایان بر این باور بوده که خانه اصلی خدایان در آسمان و بر روی ستاره شعرا می باشد. معروفترین کتیبه مربوط است به داستان گیلگمش که در آن روابط بین انسانها و خدایان و نیمه خدایان در قالب یک داستان حماسی توضیح داده شده و البته کافران امروزه زیر نظر اربابشان شیطان ، با استناد به این کتیبه ها داستان کشتی نوح و غرق شدن انسانها در اثر آب گرفتگی زمین را جعلی و از داستانهای سومری می دانند.
&nbsp;بیشتر باستانشناسان&nbsp;به اشتباه&nbsp;فکر می کنند که هر دایره ای که دارای قطر باشد خورشید است در صورتی که در تمدن های بین النهرین ستاره ی صبح را به صورت هشت خط (شعاع) و خورشید را بیش از 8 خط (شعاع)&nbsp;ترسیم می کردند
&nbsp;
تمدن&nbsp;آمریکای جنوبیمایاها و اینکاها در آمریکای جنوبی و با قدمتی بیش از سه هزار سال وجود داشته اند که از لحاظ ساختمان سازی و صنعت فلزات بسیار پیشرفته بوده اند و طبق مدارکی که از نوشته ها و نقش های موجود روی معابد و کتیبه های مربوط به دوران آنها بدست آمده می توان فهمید که آنها اعتقاد شدیدی به ستاره شناسی داشته اند و خورشید و ماه و ستاره شعرا اصلی ترین منابع انرژی بودند که مورد تقدیس قرار می گرفتند و آنها به خدایی اعتقاد داشتند که بشکل یک مار پردار ترسیم می شده به نام کولکاکان و خانه اصلی این خدا را در مکانی می دانسته اند که ستاره شعرا جهتش را نشان می داده است.

کولکاکان

صحرای نازکا&nbsp;
تمدن مصر باستانطبق نوشته های بدست آمده بر روی الواح و پاپیروس های بدست آمده از اهرام مصر و مقبره های مردگان در مصر باستان ، در حدود سه هزار سال پیش آنها اعتقاد شدیدی به این ستاره داشته اند و با نام رع (Ra) آن را می شناختند (اسم دیگر آن هوراس یا هوروس می باشد)، که درواقع رع از بزرگترین و قدرتمند ترین خدایان مصری است که داستانهای زیادی درباره آن در آثار مصریان یافت می شود و البته به غلط خدای خورشید خوانده می شود که در واقع روشنی او از طرف ستاره شعرا است و نه خورشید و نشان هاله نورانی بر روی سر وی اشاره به ستاره شعرا دارد و نه خورشید. جالب اینکه در اهرام ثلاثه در منطقه جیزا ، اتاقی که محل دفن فرعون می باشد یک راهروی باریک مربعی با اضلاع 20 سانتی متر به سمت بالای هرم دارد و دقیقا در جهتی قرار گرفته است که روبروی ستاره شعرا می باشد و اعتقاد داشتند فراعنه از جنس خدایان می باشند و بعد از مرگ به خانه اصلی خود در جایی که ستاره شعرا راهنمای آن است باز می گردند.




تمدن ایران باستانقبل از آنکه دین زرتشتی در ایران وجود داشته باشد ، تنها مظهر پرستش ، ستاره شعرا بود که الاهه های زیادی مانند آناهیتا ، میترا و آرمیتا برای آن کار می کردند و نمایندگانی بودند که از ستاره شعرا بر روی زمین برای هدایت و آبادانی رفت و آمد می کردند. بعد از ظهور زرتشت ، خداوند یگانه به ایرانیان شناسانده شد ولی پس از گذشت مدتی دوباره سمبل های ستاره پرستی وارد دین زرتشت شد و امروزه نماد هایی مانند فروهر که نشان از ستاره پرستی دارند و از نمادهای شناخته شده سومریان می باشد و جشنی مانند جشن تیشتر که در اول تیرماه برگزار می شود به افتخار ستاره شعرا ، در دین زرتشت به چشم می خورد.


تمدن یهودپس از حرکت پدر و برادران حضرت یوسف به مصر ، عملا تمام قوم اسرائیل به سرزمین مصر نقل مکان می نماید و به مدت چند صد سال در آن منطقه زندگی می کنند و به راحتی اعتقادات و باور های مصریان درباره شعرا و رع ، به آنها منتقل می گردد. پس از خروج حضرت موسی از مصر ، این قوم قدر ناشناس میراث مصر بابل &nbsp;را با خود به همراه آوردند و گاهی بصورت آشکار و اکثر اوقات بصورت مخفی ستاره شعرا و رع را پرستش می نمودند و اسرار خود را در فرقه ای به نام کابالا به نسل های بعد منتقل می نمودند.درخت کابالا درختی است که خدایان بابلی برای پرستشگرانشان فرستاده بودند ودر اکثریت آثار تمدن بین النهرین باقی مانده است فقط شباهت این دو را ببینید تا متوجه شوید بالاترین مقام درخت کابالا (ملخوت) ستاره ی صبح است&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;
تمدن اروپا و مسیح دروغین
تمامی تمدن اروپا قبل از لشکر کشی رومیان به ایران و خاور میانه در چند حرف خلاصه می شود، وحشی گری ، دزدی ، غارت و زندگی ای که از لحاظ فرهنگی درحد رفع نیاز های حیوانی رشد نموده بود. در یونان آنها مذهب چند خدایی یا همان پاگانیسم را رواج دادند که بسیار به سیستم چند خدایی سومریان شبیه بود و مرکز فرمانروایی خدایان در این مذهب شهر افسانه ای المپ بود که قدرت خود را از ستاره سیریوس یا همان شعرا دریافت می کرد. با ورود از طریق لشکر کشی به منطقه زندگی یهودی ها در بیت المقدس با خداوند یگانه و دینداری آشنا شدند و همان موقع بود که شیطان با همکاری یهودیان شیطان صفت ، دست به بزرگترین جعل تاریخی زد . زمانیکه حضرت مسیح در بیت المقدس و در باغ جتسیمانی درحالیکه یهودیان به دنبال وی می گشتند به امر خداوند عروج نمود (طبق گفته قرآن که برای ما مسلمانان سندی بی همتا می باشد) ، یهودیان دست بکار شدند و خدای بت پرستی خود رع را در شمایلی جدید با نام مسیح به دنیا عرضه نمودند. نامهایی برای آن طراحی شد همانند پسر خدا یا پسر خورشید که تمام اینها لغب هایی بود برای خدای شیطانی رع و مراسمی جعلی را بنام مصلوب نمودن مسیح اجرا کردند و به این شکل سالهای بسیار بسیار زیادی مردم اروپا و اکثر کشور های جهان در دام بت پرستی ای مخفی گرفتار شدند و زمام امور خود را به کلیساهایی سپردند که گرداننده اصلی آنها شیطان است و به راحتی در عصر تکنولوژی امروزی مردم بی خبر سر تعظیم در مقابل شعرا و رع پایین می آورند.


چقدر جالب است که حتی در روایتی از تولد مسیح ، اشاره به سه منجم می گردد که به دنبال مسیح متولد شده وارد بیت المقدس می گردند و این داستان چقدر شبیه به داستان سه ستاره ای است که در صور فلکی شکارچی در پشت سرهم به دنبال ستاره شعرا قرار گرفته اند و تشکیل کمربند شکارچی را می دهند و تصویر آنهاب صورتی است که انگار به دنبال ستاره شعرا هستند و چقدر جالب خواهد شد وقتی بفهمیم داستان سرگذشت زندگی رع در متون باستانی مصر چقدر شبیه به داستان زندگی مسیح جعل شده است. البته در قضیه ی تولد حضرت مسیح (ع) خدای متعال با پرستشگران خدایان الحادی اتمام حجت کاملی کرده است که در این مقاله جای صحبت اش نیست.

اصلا می دانید چرا در اروپا مسیحیت یک دفعه رشد کرد؟ تمام عقاید باطلی که این بت پرستان داشتند، تطبیق دادند به حضرت مسیح، مسیحیزه اش کردند. دیدید بعضی می خواهند یک مطلبی را به مردم قالب کنند، مثلا طرف مذهبی است، می خواهند بپذیرد، قرآن مالی اش می کنند، یکی دو تا آیه ی قرآن می آورند می مالند به آن، اسلام مالش کردند، اسلامی نیست، اسلام مال شده. این ها آمدند مسیح مالش کردند. پس این سه روز تاریکی داستان دارد. بعد قشنگ چه قدر جالب این ها به یاد آن روز می روند سه تا شمع روشن می کنند، چون 3 روز مسیح مرده. عید پاک می شود دیگر. حالا نام عید پاک در گذشته مسیح می دانید چه بود؟ تیستر. تیستر می دانید چیست؟ ستاره ی تیشتر، ایستر، ایستار، اِستار، ستاره ی شباهنگ، که کجا قرار می گرفت؟ زمانی که ستاره ی شباهنگ در هم ترازی در یک خط با سه ستاره ی صورت فلکی جبار قرار می گرفت، جبار اوسیریس است، شباهنگ ایسیس است، چه کسی به دنیا می آمد؟ خورشید.

&nbsp;
ستاره ی شباهنگ در اسلام:
وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى&rlm; (نجم/49)... و او پروردگار "ستاره شعرى" است
این آیه در بین آیاتی که به مسأله توحید و معاد اشاره دارد، ذکر شده است&nbsp;گروهى از مشركان عرب (مانند قبيله خزاعه) همانند دیگر تمدن های بشری &nbsp;آن را مى&rlm; پرستيدند و اعتقاد داشتند مبدأ موجوداتى در روى زمين است! خداوند سبحان مى&rlm; فرماید: این ستاره، خودش مخلوق است و ربّ دارد! شما بجای پرستش این مخلوق، ربّ و آفريدگار آن را بپرستيد.&nbsp;
در اعراب حجاز&nbsp;دو ستاره در آسمان است كه به نام "شعرى" ناميده مى &rlm;شوند: يكى در سمت "جنوب" ظاهر مى&rlm; شود و به همين دليل آن را "شعراى يمانى" مى&rlm; نامند (زيرا يمن در جنوب جزيره عربستان است) و ديگرى "شعراى شامى" نام دارد كه در جهت شمال قرار گرفته است ولى معروف همان "شعراى يمانى" است.

&nbsp;
و اما امروزشما به راحتی ستاره شعرا و رع را در تمام مذاهب و ادیان امروزی می توانید پیدا نمایید و فقط ممکن است با نامهایی جدید معرفی شوند. در هر مراسم و مناسک شیطانی ، ستاره سیریوس یا همان شعرا نقشی اساسی را ایفا می نماید و از آن هم مهمتر یکی از پروژه های عظیم شیطان است برای یک جعل بزرگ دیگر که در ادامه به آن می پردازیم.خدایان فضاییزمانی که آلیستر مک کرولی بزرگترین شیطان پرست در سال 1904 اعلام کرد در محوطه اهرام ثلاثه در مصر توسط موجودی به نام آیواس تسخیر شده و این موجود راز هایی از هستی و خلقت را برای وی بازگو نموده است، سناریوی جدید شیطان برای قرن جدید کلید خورد. پس از آن تا به امروز خیلی ها بر این مسئله تاکید داشته اند و از دانشمندان بزرگ تا رهبران مذهبی در دنیا همه متفق القول اضحار می دارند که نسل بشر ساخته و هدایت شده از طرف موجوداتی فضایی است که نشانی برای ما در آسمان قرار داده اند که قابل دیدن است و آن ستاره سیریوس (رع ، شعرا ، تیشتر) می باشد و دروازه ای است به محل زندگی موجوداتی که خالق و حافظ ما می باشند. دقت کنید درست همان حرفهایی که هزاران سال پیش اجداد ما را از راه بدر کرده بود دوباره در حال تکرار شدن می باشند.
هالیوود
قطعا در فیلم های هالیوودی به خصوص کارتون های دیزنی دیدید که همیشه نقش اول داستان وقتی میخواهد آرزو کند شب جلوی یک ستاره ارزو میکند و آرزویش صبح برآورده میشود. این ستاره در تمام فیلم های هالیوودی همین سیریوس هست هالیوود برای تقدس این&nbsp;
بسیار تلاش کرده است &nbsp;شما دوستان عزیز را به دیدن دوباره ی فیلم جنگ ستارگان دعوت می کنم
در فیلم پینوکیو:

در بازی سوپرماریو یا قارچ خور:

&nbsp;
فراماسونری:
این ستاره در فراماسونری حرف اول و آخر را میزند:


نردبان صعود در فراماسونری:

می بینید چشم درخشنده رو و دو ستون که پله ها از بینشون صعود کردن و سه عدد 3 و 5 و 7 در کنار پله ها درج شده که نظراتی هست مبنی بر این که آدرس ستاره سیریوس در آسمان هست یا اینکه اعداد اول هستند (3 ستاره کمربند جبار، پنج ستاره شاخ گاو،&nbsp; 7ستاره خوشه پروین که در راستای ستاره سیریوس قرار دارند)
&nbsp;

این موجودات بالدار چه چیزی هستند که دارند ازستاره ی صبح به صفحه ی شطرنجی (برخورد بعدی) نزول می کنند؟؟
اینها همان خدایان گذشته ی تمدن ها ی باستانی و خدایان فراماسون ها می باشند
در آخر اگر می خواهید بدانید که ستاره ی صبح خاستگاه کیست ؟شما را به حدیثی از امیر المومنین ارجاع می دهم&nbsp;
حضرت علی (ع) در پاسخ به سوال اصبغ ابن نباته درباره دجال، می فرمایند:&nbsp;
عینه الیمنى ممسوحة والأخرى فی جبهته تضیء کأنها کوکب الصبح&nbsp; 
چشم راست ندارد و&nbsp;چشم دیگر در پیشانی اوست و مانند ستاره صبح می درخشد.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
برای مشاهده ی پربازدیدترین مطالب،&nbsp;اینجا&nbsp;کلیک کنید
در صورت علاقه مندی به موضوعات جن ، شیطان پرستی و موجودات فضایی&nbsp;اینجا&nbsp;را کلیک کنید
&nbsp;
کپي برداري از مطالب antifreemason فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد&nbsp;
مطالب مرتبط
کمربند اوریون خاتسگاه شیاطین (بخش اول مصر)
کمربند اوریون خاتسگاه شیاطین (بخش دوم امریکای جنوبی)
اقامتگاه شیطان کجاست؟؟ ، چرا ستاره ی پنچ پر ؟؟ ارتباط بین ستاره ی صبح و جوکر چیست؟؟
کلیسا کدام خدا را می پرستد؟ (قسمت اول)
آیا پنجه یا دست ابولفضل (ع) نمادی الحادیست؟؟ +عکس
شیطان در کلیه ی تمدن های بشری + عکس
یوگا پرستش شیطان
جن و موجودات فضایی  قسمت اول
آیا داوینچی در آثارش ادای احترام به شیطان می کند ...؟ + عکس
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>کمربند اوریون خاتسگاه شیاطین (بخش دوم امریکای جنوبی)</title>
<link>https://antifreemason.loxblog.com/کمربند-اوریون-خاتسگاه-شیاطین-بخش-دوم-امریکای-جنوبی</link>
<guid>https://antifreemason.loxblog.com/کمربند-اوریون-خاتسگاه-شیاطین-بخش-دوم-امریکای-جنوبی</guid>

<description><![CDATA[
اکثريت تمدن هاي باستاني ادعا مي کردند که خدايانشان از آسمان ها &nbsp;آمده اند به همين دليل براي هرکدام از خدايانشان ستاره اي انتخاب کردند جالب اينجاست که در بيشتر اين تمدن ها ستاره هاي خدايان يکيست تمدن هايي که بسيار از يکديدگر دور بودند و از لحاظ علمي و عملي اصلا نمي توانستند با هم در ارتباط باشند ستاره ي صبح و صورت فلکي شکارچي خاستگاه اين خدايان است

از کتب باستانی مایا چهار نسخه مهم در کتابخانه نگهداری میشود. این نسخ به نام کدکس شناخته میشوند. کدکس پاریس حاوی پیشگوییهاست, کدکس مادرید طالع بینی کوکبی است و کودکس درسدن حاوی روابط ریاضی و ستاره&nbsp;شناسی است. کدکس چهارم نیز در مکزیکو سیتی قرار دارد.
چند صفحه از کدکس از جنگ بین سیارات میگوید و جداولی از کسوفهای گذشته و آینده را نیز در بردارد. به گفته پروفسور هربرت نول هاسام, بهترین متخصص کدکس درسدن در زمان خودش, جداول کسوف نه تنها شامل کسوفهایی است که در منطقه با چشم دیده میشود بلکه تاریخ دقیق کسوفهایی که مطلقا تئوریک هستند را نیز تعیین میکند.اما این دانش حیرت انگیز درباره ستارگان از کجا نشات گرفته است؟ آیا مایاهایی که به قربانی کردن انسان میپرداختند خود با مشاهده آسمان به رابطه نسبی اجرام آسمانی پی بردند؟ مایاها در منطقه جغرافیایی زندگی میکردند که مشاهده ستارگان نیمی از سال ممکن نبود با این حال به پدیدهای ستاره شناسیی اشاره کرده اند که هر 6000 سال به وقوع میپیوندد. مایاها حتی 6000 سال سابقه وجود و حضور نداشته اند. مشاهده و محاسبات آسمان نمیتوانسته منجر به این نتیجه گیری مایاها شود که مدار ونوس باید هر 6000 سال یک روز به عقب برگردانده شود. گویی این جداول و کتب ناگهان از آسمان بر مایاها نازل شده است.
&nbsp;در ويرانه هاي يکي از پيشرفته ترين تمدنهاي باستاني نجومي يافت مکزيک مرکزي ،"در 35 مايلي شمال شرقي "مکزيکو سيتي ويرانه هاي "تيوتيهوکان" واقع شده است &nbsp;شهري باستاني با وسعت 7,000 مايل مربع که روزگاري، بالغ بر صد و پنجاه هزار نفر جمعيت داشته است

محققين معتقدند که ...بناهاي خارق العاده اين منطقه شامل دو هرم بزرگ و يک معبد به دست "ماياها" و در قرن دوم پيش از ميلاد ساخته شده است &nbsp;و همچون اهرام مصري "جيزه اين بناها نيز دقيقاً منطبق بر &nbsp;سه ستاره کمربند "اوريون" بنا شده اند اين يک امر تصادفي نيست "نقشه اهرام "تيوتيهوکان منطبق بر کمربند "اوريون " ماياها" روي کمربند "اوريون" تاکيد زيادي دارند
&nbsp;

اونها ميگويند که اينجا نقطه آغاز خلقته &nbsp;،گفته شده که در 3,114 پيش از ميلاد ،خدايان در پي يک گرد همايي از آسمان به زمين آمده اند مکان اين همايش هم "تيوتيهوکان" بوده شما مي تونيد اين تطابقهاي "اوريون" را در کشورهاي زيادي مشاهده کنيد ،به شکل غير منتظره اي بعضي از اين ساختارهاي باستاني نه تنها فرم دهنده ،تصوير "اوريون" بر روي زمين هستند بلکه در واقع بر اساس اندازه گيريهايي ساخته شده اند .که همه با هم مربوط اند ظاهراً حلقه هاي ارتباطي بين اونها وجود داره بناهايي کاملاً مرتبط، و بسيار بغرنج چگونه ممکن است بناهايي منطبق با "اوريون به دست تمدنهايي ساخته شده باشند که هزاران مايل از هم دورند؟ آيا اين تنها يک تصادف کيهاني بوده ،که هر دو تمدن مصري و مايايي صورت فلکي يکساني را ترسيم کرده اند؟ ،ممکن هست که يک منبع منحصر به فرد در يک زماني اين نوع ساختار افسانه اي را &nbsp;در سرتاسر دنيا منتشر کرده باشه احتمال دارد که فرم ساختارهاي نامبرده بر روي زمين ،که همگي منطبق با "اوريون" هستند به اين دليل بوده باشه که سازنده هاي اين بناها را در ساخت اونها همراهي کرده اند
دشت نازکا
خطوط نازکا مجموعه&zwnj;ای از خطوط هستند که در صحرای نازکا، در یک دشت بایر واقع شده است. این دشت ۸۰ کیلومتر بین شهرهای نازکا و پالیا در پرو کشیده شده است. این خطوط توسط فرهنگ نازکا بین ۲۰۰ (پیش از میلاد)پ.م تا ۷۰۰م خلق شده است. صدها شکل منحصر به فرد وجود دارد که از نظر پیچیدگی از خطوط ساده تا مرغ&zwnj;های مگس خوار، عنکبوت، میمون و مارمولک دارای تنوع می&zwnj;باشند. خطوط نازکا به جز از فضا قابل تشخیص به صورت خطوط منسجم نیستند. از این رو حدس زده می&zwnj;شود که مردم نازکا هرگز نتوانستند کاری را که خلق کرده&zwnj;اند را به صورت منسجم ببینند.

&nbsp;

&nbsp;
بعضی از اشکال دیگر

این خطوط به&zwnj;وسیله ذوب اکسید آهن که با سنگ ریزه اندود شده بود، ساخته شده که سطح صحرای نازکا را پوشانده. وقتی سنگفرش برداشته شده، آن ها تضادی با رنگ روشن سطح زیری بوجود آوردند. در این دشت چند صد خط ساده و شکل&zwnj;های هندسی و همچنین بیش از ۷۰ شکل حیوان، حشره و انسان وجود دارند. مساحتی که این خطوط را پوشش می&zwnj;دهد، تقریباً ۵۰۰ کیلومتر مربع بوده است و بزرگ &zwnj;ترین شکل&zwnj;ها در حدود ۲۷۰ متر درازا دارد. این خطوط به دلیل خشکی بسیار زیاد، باد کم و شرایط آب و هوایی ثابت منطقه نازکا، باقی مانده&zwnj;اند. صحرای نازکا که یکی از خشک&zwnj;ترین مناطق زمین است و دمای آن در تمام سال در حدود ۲۵ درجه سانتی گراد می&zwnj;باشد، و همچنین کمبود باد کمک کرده این خطوط تا به اکنون قابل رویت باقی نگهداشته شوند.
&nbsp;اکثریت این اشکال جای صحبت دارند که در مقاله های دیگر بررسی خواهد شد
شکل عنکبوت دقیقا &nbsp;از روی صورت فلکی شکارچی طراحی شده است

اما چرا پای راست آن انقدر کشیده و دارای زاویه است در بررسی ها معلوم شد که پا اشاره به ستاره ی صبح دارد

&nbsp;
در پایان باید گفت که بسیاری از محققین معتقدند که این خطوط را موجودات فضایی طراحی و اجرا کردند و حتی یکی از این اشکال هم، معروف به "آدم فضاییست"

اما در مقاله قبلی&nbsp;بررسی کردیم که یکی از درخواست های مهم شیاطین درست کردن مجسمه برای انها بود حالا یا این مجسمه را خودشان طراحی و می ساختند و یا کاهنان و پادشاهان آنرا درست می کردند
نکته ی جالب این عکس دستان این موجود است اگر خوب توجه کنید می بینید که دست راست آن بالا و دست چپ آن پایین است

این نوع حالت شما را یاد چه چیزی می اندازد ؟ در&nbsp;مقاله قبلی&nbsp;گفتیم که وجه تشابه اکثریت تمثیل های شیاطین این است که در این مجسمه ها دست راست بالا و دست چپ پایین



برای مشاهده ی پربازدیدترین مطالب،&nbsp;اینجا&nbsp;کلیک کنید
در صورت علاقه مندی به موضوعات جن ، شیطان پرستی و موجودات فضایی&nbsp;اینجا&nbsp;را کلیک کنید
&nbsp;
کپي برداري از مطالب antifreemason فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
مطالب مرتبط
کمربند اوریون خاتسگاه شیاطین (بخش اول مصر)
اقامتگاه شیطان کجاست؟؟ ، چرا ستاره ی پنچ پر ؟؟ ارتباط بین ستاره ی صبح و جوکر چیست؟؟
کلیسا کدام خدا را می پرستد؟ (قسمت اول)
آیا پنجه یا دست ابولفضل (ع) نمادی الحادیست؟؟ +عکس
شیطان در کلیه ی تمدن های بشری + عکس
یوگا پرستش شیطان
جن و موجودات فضایی  قسمت اول
آیا داوینچی در آثارش ادای احترام به شیطان می کند ...؟ + عکس
ستاره ی شباهنگ عامل اصلی انحراف در تمدن های باستانی و ادیان الهی...
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>کمربند اوریون خاتسگاه شیاطین (بخش اول مصر)</title>
<link>https://antifreemason.loxblog.com/کمربند-اوریون-خاتسگاه-شیاطین-بخش-اول-مصر</link>
<guid>https://antifreemason.loxblog.com/کمربند-اوریون-خاتسگاه-شیاطین-بخش-اول-مصر</guid>

<description><![CDATA[
اکثريت تمدن هاي باستاني ادعا مي کردند که خدايانشان از آسمان ها &nbsp;آمده اند به همين دليل براي هرکدام از خدايانشان ستاره اي انتخاب کردند جالب اينجاست که در بيشتر اين تمدن ها ستاره هاي خدايان يکيست تمدن هايي که بسيار از يکديدگر دور بودند و از لحاظ علمي و عملي اصلا نمي توانستند با هم در ارتباط باشند ستاره ي صبح و صورت فلکي شکارچي خاستگاه اين خدايان است

اکثريت تمدن هاي باستاني ادعا مي کردند که خدايانشان از آسمان ها آمده اند به همين دليل براي هرکدام از خدايانشان ستاره اي انتخاب کردند جالب اينجاست که در بيشتر اين تمدن ها ستاره هاي خدايان يکيست تمدن هايي که بسيار از يکديدگر دور بودند و از لحاظ علمي و عملي اصلا نمي توانستند با هم در ارتباط باشند ستاره ي صبح و صورت فلکي شکارچي خاستگاه اين خدايان است خداياني که دستوراتشان را به وسيله ي کاهانان و مديوم ها صادر مي کردند
اما چرا رفتار هاي اين کاهنان براي جذب نظر خدايان ، مشابه يکديگرند آيا تمامي دستورات به وسيله ي يکي صادر مي شده است؟ يکي از اين تشبيه ها ساخت هرم و ساخت مجسمه ي شيطان به صورتي که دست راست آن بالا و دست چپ آن پايين وجه تشابه ديگر قرباني کردن انسان براي اين خدايان
هرم


&nbsp;

مجسمه ی شیطان (دست راست بالا دست چپ پایین)





قربانی کردن انسان


&nbsp;
&nbsp;اما هدف اصلي ما در اين مقاله بررسي صورت فلکي شکارچي ميباشد
اوريون
يازدهم ژانويه، 2006 تلسکوپ فضايي "هابِل" تصويري از سحابي هرگز ديده نشده "اوريون" را .مخابره مي کند آرايه اي عظيم از ستارگان .با 1,500 سال نوري فاصله از زمين تصوير پنوراميک آن بيش از 3,000 ستاره را، در شرايط گوناگون حيات نشان داده و ديدگاه تازه اي از ، آرايه اجرام آسماني و سيستمهاي کهکشاني را .به محققين ارائه مي کند اينجا همون جاييست که .ستاره ها در اون متولد شده اند اينجا مکان فرم گرفتن ستاره هاست
&nbsp;
از منظر زمين "صورت فلکي "اوريون ، يکي از درخشان ترين آرايه هاي ستاره اي ،در آسمان شب بوده و هزاران سال است که مورد احترام .تمدنهاي باستاني سراسر دنياست اوريون" به نام يکي از خدايان يونان" و در قرن هشتم نامگذاري شده است ،هنگاميکه ستاره هاي تشکيل دهنده آن به هم متصل شوند ، سر، شانه ها ، کمر و پاهاي يک مرد را .تداعي مي کنند شايد بشه "اوريون" رو يکي از مشخص ترين صُوَر فلکي آسمان قلمداد کرد ."دومين صورت فلکي، بعد از "هفت اورنگ اين منظومه، نزديک خط استواست و در نيمه شمالي زمين واقع شده و در زمستان قابل رويته حاوي شمار زيادي از ستاره هاي درخشانيست که مربع بزرگ بدن "منظومه شکارچي" رو تشکيل ميدهند سه ستاره اصلي در اين صورت فلکي، عبارتند از اپسيلون جبار"،"زتا شکارچي" و "منطقه" .اينها ستاره هاي کمربند "اوريون" هستند [Alnilam,Alnitak,Mintaka]&nbsp;


صورت فلکی شکارچی
بر اساس افسانه هاي يونان "اوريون" ، غولي بود با تواناييهايي فوق بشري يک شکارچي مقتدر که مي توانست جانوران را با گُرز برُنزي شکست ناپذير خود، بکُشد وقتي سرانجام ،اين قهرمان يوناني کشته شد ، براي اَبَد، در زمره ستارگان در آمد.


صورت فلکی شکارچی در یونان باستان

سه ستاره اصلی صورت فلکی شکارچی معروف به کمربند اوریون
طبق افسانه هاي مصري ،خدايان "از ستاره هاي کمربند "اوريون" و "شباهنگ يعني درخشان ترين ستاره هاي آسمان آمده اند مصريهاي باستان معتقد بودند که موجوداتي به فرم انسان :از "شباهنگ" و "اوريون" به زمين آمده اند اوزيريس" و "ايزيس" اين دو نفر، نسل بشر رو اصلاح کرده اند.

"اوزيريس" و "ايزيس"
براي مصريهاي باستان اوزيريس" همان "اوريون" بود مصريها معتقد بودند اين صورت فلکي در واقع بستر زنده و واقعي الهه بزرگي به نام "اوزيريس" هست .که هميشه بالاي سر ماست هميشه ما رو زير نظر دارد و هميشه درباره ما قضاوت مي کند،چون در نهايت اون همان کسيست که تصميم ميگيرد چه کسي به زندگي ابدي دست پيدا مي کند و چه کسي وارد روند تناسخ روح بشود.مصريها معتقد بودند که "اوزيريس يک روزي از "اوريون" بر ميگردد چرا همه فرهنگهاي باستاني چنين باوري را درباره کسي که روزي باز مي گردد داشته اند؟؟ &nbsp;آيا اين جاي سوال ندارد؟؟؟؟&nbsp;
آيا اين اجنه در دوراني که تا دروازه هاي عرش الهي بالا مي رفتند از داستان ظهور مجدد شنيده بودند و چون مي دانستند که برنامه ي خداوند سبحان عملي خواهد شد از همان دوران شروع به فتنه انگيزي کردند و خودشان را به عنوان منجي جا زدند
آيا حکايات مصريان درباره آفرينش در حقيقت، گزارشيست شيطاني؟؟؟
بر اساس متون اهرام ،که مجموعه اي از مکتوبي مذهبي کنده شده بر ديوارهاي اهرام ،و متعلق به 2400 پيش از ميلاد است اوناس"، فرعون مصر باستان" ...به مدت 30 سال بر مصر حکومت کرد پيش از آنکه راهي سفر دريايي خود .و مجموعه ستاره هاي "اوريون" شود اوناس" ، بر اساس متون اهرام از خوردن خون دشمنان فناپذير خودش و همينطور با ذبح کردن خدايان .و خوردن حريصانه اونها نيرو مي گرفت ميگن که اين کار بر مبناي باورهاي جادويي انجام ميشده که بر اساس اون، نوشيدن خون افراد نيرومند قدرت اونها رو به فرد منتقل مي کرده اوناس" بعد از ذبح کردن" و بلعيدن روح و قدرت اونها .به "اوريون" سفر کرد.

اوناس
شما وقتي حکايات مصر باستان رو بررسی می کنید مي بينيد که به روشني مبين &nbsp;هست که هدف از ساخت هرم بزرگ تنها ساخت يک مقبره نبود بلکه بيشتر به منظور ايجاد يک معبر انتقال بوده فرعون به صورت يک انسان، وارد اين مرحله مي شد و به صورت نوری به ستارگان می رفت و در آنجا به صورت ابدی زندگی می کرد به همین خاطر کنار فرعون همسران او و تمامی وسیله های زندگی مادی برای رفاه فرعون خاک می شدند &nbsp;جالب اینجاست که در دیگر تمدن های باستانی نیز دقیقا چنین عقدیه ای وجود داشته &nbsp;آیا همه ی این تمدن ها از یک فرد منشا می گرفتند؟؟
در اين که اجنه اهرام گيزا را ساخته يا کمک فراوان کرده اند شکي نيست&nbsp;اين شياطين به پاداش کارهاي که اين فراعنه براي آنها انجام دادنداز جمله پرستیدن آنها ، درست کرد معابد برای آنها ، قربانی کردن برای آنها و اطاعت از دستوراتشان &nbsp;به آنها قول زندگي ابدي دادند و اين زندگي ابدي ملزوماتي دارد که يکي از آنها ساخت هرم بوده است ظاهراً هدف اونها ايجاد يک سکوي پرتاب بوده ، يک سکوي عبور براي فرعون ، ايده اصلي بر اين مبنا بود که بنايي ايجاد کنند تا با اين بنا روح شاه به ستاره ها فرستاده بشود ، در اهرام يک سري کانالهاي براي تهويه هوا وجود دارند که اين هواکشها مستقيماً رو به ستاره هاي "اوريون" و "شباهنگ" تعبيه شده اند اطلاعات علمي بسياري وجود دارد که نشان ميدهد اين هرم "و سرتاسر مجموعه اهرام "جيزه و جهت اين کانالها و همچنين دهليز شاه و ملکه رو به "اوريون" قرار دارند


اين که هر سه هرم "جيزه در يک راستاي معين ،از "کمربند اوريون" واقع شده اند موضوع بسيار جالبيست مقصد نهايي معبر آسمانيست که اونها در "جيزه" بنا کرده اند


هزاران سال پيش از اين هم اجنه اينجا بوده اند&nbsp;ما اين رو از روي حکايات مي فهميم&nbsp;،و اين اجنه به نياکان ما قول داده اند که بر مي گردند&nbsp;بشر نميتوانست بفهمد که انها کي هستند و چون دارای ویژگی های خاصی بودند از آنها خواسته شد که این اجنه را خدایان بنامند این شیاطین برای اینکه وعده های دوریغین خود را راست جلوه دهند دست به هر کاری می زدند تا مردمان آن زمان با عقل خود این وعده ها را بپذیرند آیا این شیاطین من الجن که بیشتران هنوز هم زنده اند خودشان را با درک عقلی ما هماهنگ کردند اگر روزی این شیاطین به عنوان موجودات فضایی دوباره برگشتند و به ما گفتند که ما خدایان شما هستیم و از زمان اولین تمدن ها در زمین بودیم و راز ساخت اهرام &nbsp;و تمامیه علامت سوال های باستان را بازگو کردند و مکان گنچ های تمدن ها را آشکار ساختند به نظر شما چند نفر از نسل آدم دوباره آنها را به خدایی قبول خواهند کرد؟؟
قَالُوا سُبْحَانَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ (41&nbsp;سبا)
[فرشتگان&rlm;] مى&rlm;گويند: [پروردگارا،] تو [پاك و] منزّهى! تو سرپرست&nbsp;ما هستى نه آنان! [آنان ما را نمى&rlm;پرستيدند ]بلكه جنّيان&nbsp;را مى&rlm;پرستيدند [و] بيشترشان به آنها ايمان داشتند.
أَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا (6&nbsp;جن)
و مردانى از انس به مردانى از جن پناه مى&rlm;بردند (كه شرى را از آنها دفع كنند يا اخبارى را از راه كهانت بياموزند) پس آنها (اجنّه) بر گناه و طغيان و ذلت اينان (انسان&rlm;ها يا اينان بر طغيان و سركشى آنها) مى&rlm;افزودند
إِنَّمَا یَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ (بقره 169)
&nbsp;او شما را به بدی و زشتی فرمان می دهد و می خواهد که در باره خدا چیزهایی بگویید که بدان آگاه نیستید
&nbsp;
برای مشاهده ی پربازدیدترین مطالب،&nbsp;اینجا&nbsp;کلیک کنید
در صورت علاقه مندی به موضوعات جن ، شیطان پرستی و موجودات فضایی&nbsp;اینجا&nbsp;را کلیک کنید
&nbsp;
کپي برداري از مطالب antifreemason فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
&nbsp;
مطالب مرتبط
ستاره ی شباهنگ عامل اصلی انحراف در تمدن های باستانی و ادیان الهی...&nbsp;
کمربند اوریون خاتسگاه شیاطین (بخش دوم امریکای جنوبی)
&nbsp;اقامتگاه شیطان کجاست؟؟ ، چرا ستاره ی پنچ پر ؟؟ ارتباط بین ستاره ی صبح و جوکر چیست؟؟
&nbsp;کلیسا کدام خدا را می پرستد؟ (قسمت اول)&nbsp;
آیا پنجه یا دست ابولفضل (ع) نمادی الحادیست؟؟ +عکس&nbsp;
شیطان در کلیه ی تمدن های بشری + عکس&nbsp;
یوگا پرستش شیطان&nbsp;
جن و موجودات فضایی  قسمت اول&nbsp;
آیا داوینچی در آثارش ادای احترام به شیطان می کند ...؟ + عکس&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:10 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

