اللهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِوَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ لاَ إِکْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَانفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ * اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ کَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون
خداى يکتا که جز او کسي شايسته ستايش نيست / او هميشه زندهء پا برجاي است /(پس) هيچ گاه خواب سبک و سنگين او را فرا نمي گيرد /آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است در سيطره مالکيّت و فرمانروايى اوست /مگر مي شود کسي شفاعت کند(مردم را) بدون اجازهء او / به پيدا و پنهان ايشان آگاه است / وايشان ذرّه اي از دانش او را احاطه ندارند / مگر به آنچه او بخواهد / دامنه تخت (سلطنت) او آسمانها و زمين است/ نگهداري اينها برايش کاري نيست / و او بلند مرتبه ترين و بزرگ مطلق است در دين اجباري نيست،فرق ميان پيشرفت و سقوط بيان شده است/ پس آن کس که طغيانگر بودامّا به خدا ايمان آورد به بهترين دستاويز نجات (از پرتگاه) رسيده است که پاره شدني نيست /و خدا شنوا و دانا است./ خدا پشتيبان افراد باايمان است آنها را از تاريکيها بيرون مي ‌آورد و به طرف نور ميبرد/ به همان صورت به کساني که طغيان کردند کمک ميکند چنان که آنها را از نور بيرون آورده به درون تاريکيها ميبرد/.آنهايند اهل آتش جهنّم و هميشه در آن خواهند بود دريافت کد اولین فراماسون های ایرانی

پر بازدید کننده ترین وبلاگ تخصصی ضد فراماسونی فارسی زبان

 
اولین فراماسون ایرانی کیست؟
 
 
 
تاریخ - در ماهنامه یغما جلد سوم سال 1329 نقلی از خازرات فتحعلی شاه دارد که در زیر می خوانید: نایب‌السلطنه عباس میرزا پسر فتحعلی‌شاه در دوران حاکمیت خود بر تبریز، شش نفر را روانه انگلستان کرد.
 
 این شش نفر عبارت بودند از: میرزا صالح شیرازی، میرزا جعفر مهندس، میرزا جعفر طبیب، میرزا رضا (مترجم فارسی ناپلئون بناپارت)، محمد‌علی شاگرد قورخانه و میرزا حاجی بابا که خود در لندن مشغول تحصیل علم طب بوده است.  
در میان این عده، میرزا صالح شیرازی، به خط خود سفرنامه‌ای نوشته که از روز حرکت کردن از تبریز به همراه کلنل «میجر دارسی» به سوی روسیه و از آنجا به انگلستان تا روز بازگشت به استانبول و سپس ورود به ایران را روز به روز یادداشت کرده است.
 وی در این سفرنامه، تاریخ روابط روس و فرنگستان و شمه‌ای از تاریخ ناپلئون و حمله به روسیه و حریق مسکو و غیره تا ایام توقف او در جزیرة سنت هلن برشتة تحریر کشیده است. داستان تحصیل او و پنج تن از شاگردان ایرانی در لندن و اشکالات عجیب و غریبی که در راه پیشرفت کار ایشان بوجود می‌آمده است، براستی داستان غم فزائی است که تا کسی نخواند نتواند باور داشت. 
میرزاصالح مذکور در ضمن داستان خود بوسیلة بعض رجال خیر‌اندیش وارد در انجمن فراماسون‌ها می‌شود، و خود در دو جای سفرنامة خود که به خط اوست باین موضوع تصریح کرده به
تاریخ پنجشنبة بیستم رجب مطابق سیزدهم ماه مه 1233 هجری قمری می‌نویسد: «... چون مدتها بود که خواهش دخول مجمع فراموشان را داشته فرصتی دست نمی‌داد تا اینکه مستر‌پارس، استاد اول فراموشان را دیده که داخل به محفل آنها شده باشم و قرارداد روزی را نمودند که در آنجا روم... روز 20 رجب مطابق 13 می‌ به همراه مستر پارس و «دارسی» داخل به فراموشخانه گردیده شام خورده در ساعت یازده مراجعت کردم. یاده ازین درین باب نگارش آن جایز نیست...»
 

  برای ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


 از در وقایع چهارشنبة 1323 (13 نوامبر 1818) می‌نویسد: «... در صحن کلیسا مستر هریس نامی را که بزرگ‌خانة فراموشان بود و بنده را به دو مرتبه از مراتب مزبور رسانیده بود مرا دیده مذکور ساخت که یک هفته دیگر عازم ایران هستید و فردا فراموشخانه باز است اگر فردا شب به آنجا خود را رسانیدی مرتبة اوستادی را به تو می‌دهم و اگرنه ناقص به ایران می‌روی ـ خواستم زیاده در خصوص رفتن گفتگو کنم فرصت نشد...» «... روز پنجشنبه مطابق چهارم نوامبر هنگام صبح از مهمانخانة مزبور سوار شده دو ساعت از ظهر گذشته وارد به لندن گردید و چون روزی بود که بنده بایست داخل به فراموشخانه شود، یک ساعت بعد از آن که در سه ساعت از ظهر گذشته باشد داخل به فراموش خانه شده و هفت ساعت از ظهر گذشته بعد از شام از فراموش خانه بیرون رفتم...»
 پس در این صورت میرزا صالح نخستین کسی است که از ایرانیان وارد این جمعیت شده و به قراری که نوشته‌اند همو اول کسی است که مطبعة حروفی وارد ایران کرده و خود او هم در سفر‌نامه‌اش اشاره به فرا گرفتن طریقة چاپ و مرکب سازی کرده و از خریداری اسباب و ابزار کار چاپ هم ذکری می‌کند.  
و هم اوست که به عقیدة پروفسور براون در عهد محمد شاه نخستین روزنامة فارسی دایر کرده است و شنیده‌ام که اولین لژماسونی را هم او در ایران راه انداخته است. 
 
منبع: خبر انلاين

 نوشته شده توسط antifreemason در جمعه 19 فروردین 1390

 لينك مطلب ارسال نظر(0)


درباره

فراماسون ها، .دجال، شیطان پرستی، کابالا، امام زمان (عج)، ظهور، اسلام ،یهودیت،مسیحیت،دشمن شناسی، منجی شناسی، ، ائمه،پیامبر، بیت المقدس ، صهیون ، اسرائیل ، ایران ، شیعه، سنی ، وهابیت ، بهایی، بودا، رسانه
پروفايل
نويسندگان 2764
تازه ترين مطالب 2764
موضوعات
آرشيو
لينکدوني
پيوندها
جستجو
امکانات سايت




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران